نوار شنزارى كه هردوت از آن سخن گفته وجود خارجى ندارد و واحههائى كه با دعاى او در اين نوار قرار داشتهاند امروز قابل تشخيص نميباشند و اگر هم وجود داشتهاند محتملا بفاصلههاى منظم و مساوى از هم قرار نداشتهاند . اگر آنچه را كه هردوت در بند 101 از كتاب حاضر درباره سرزمين سكاها نقل كرده است با توصيف مولف از افريقا مقايسه كنيم ( تقسيم اين قاره به دو منطقه متمايز و وجود منطقهاى غيرقابل سكونت بين آن دو و واحههائى كه در اين منطقه وسطى وجود داشته است ) ملاحظه خواهيم كرد كه بين توصيفى كه از اين دو منطقه به عمل آمده است شباهت كاملى وجود دارد .
متقدمين هردوت معتقد بودند كه زمين سطحى دايره شكل است و رودى بنام اقيانوس كه ظاهرا مجموع اقيانوسهاى معروف آنزمان بوده است گرداگرد آن در حركت مىباشد . با اينكه هردوت خود مكرر اين عقيده را انتقاد كرده است ( جلد چهارم - بند 36 ) ، با اين حال ملاحظه مىشود كه در مورد افريقا و سرزمين سكاها بتوصيفهائى مشابه و قرينه آن دست زده و در پارهاى از موارد بنقل آنچه پيشينيان گفتهاند اكتفا كرده است . محتمل است كه قبل از او هكاته معروف نيز افريقا را به سه منطقه متمايز تقسيم كرده و در منطقه وسطاى آن وجود واحههاى متعددى را كه بفاصله مساوى از هم قرار داشتهاند نقل كرده و هردوت اين قسمت از توصيف خود را درباره افريقا از او اخذ كرده باشد .
با اين حال نميتوان منكر شد كه مؤلف خود به قسمتهائى از اين سرزمين سفر كرده و قسمت مهمى از اطلاعاتى را كه در كتاب چهارم درباره اقوام و ملل اين سرزمين نقل نموده شخصا از نزديك ملاحظه كرده و مخصوصا در مهاجرنشين يونانى سيرن « 1 » در افريقا اطلاعات زيادى در اين باره جمعآورى كرده است .
اطلاعات فراوانى كه مؤلف در بند 172 و 192 از كتاب حاضر درباره قسمتهاى مجاور اين مهاجرنشين نقل كرده است تا حدودى مؤيد اين فرض مىباشد . مثلا هردوت در جائى كه از قوم ناسامون « 2 » كه در مجاورت سيرن سكونت داشتهاند سخن ميگويد
هامش
( 1 ) -Cyrennc( 2 ) -Nasamons