اطلاعاتى نسبت بديگر مناطق در دسترس خواننده قرار ميدهد و اين امر مىرساند كه باحتمال زياد مؤلف خود به اين محل مسافرت كرده و پارهاى از اطلاعات خود را مستقيما از دهان مردمان آن شنيده است . در پارهاى از موارد كه هردوت مطالبى را از قول « اهالى افريقا » نقل كرده است ميتوان منظور او را از اهالى افريقا همين مردمان ناسامون دانست . بطوريكه هردوت در بند 172 از كتاب حاضر نقل كرده ، ناسامونها هر سال براى برداشت محصول خرما به واحه اوژيلا « 1 » ميرفتهاند و اينان بحكايت مولف در بند 173 ناحيه پسيل « 2 » را نيز به منطقه نفوذ خود ضميه كرده بودند . شايد زياد دور از حقيقت نباشد كه اين قوم خونگرم متحرك قوم گامفارانت « 3 » را كه هردوت با تحقير از آن ياد مىكند مطيع خود كرده باشد و قضاوت هردوت درباره اين قوم تحتتأثير گفتههاى مردمان ناسامون بوده باشد . « 4 » پارهاى از محققين عقيده دارند كه قسمتهاى مهمى از اطلاعاتى كه هردوت درباره گارامانتها « 5 » و تروگلوديتهاى « 6 » حبشى و آتارانتها « 7 » و هواى گرم و سوزان محل اقامت آنها نقل كرده است خود از روايان و نقالان و سياحان ناسامون و يا فرزندان و اعقاب آنان شنيده است . همچنين است مطالبى كه مولف درباره قوم آتلان « 8 » و سلسله جبال اطلس نقل كرده است « 9 » .
از آنچه گفته شد چنين نتيجه گرفته مىشود كه آنچه مؤلف درباره مناطق داخلى افريقا نقل كرده باحتمال زياد نتيجه تحقيقات و تجسسات شخص او در محل بوده
هامش
( 1 ) -Augila( 2 ) -Psylles( 3 ) -Gampharantes( 4 ) - هردوت در بند 32 از كتاب دوم مدعى است كه جوانان ناسامون اولين كسانى بودند كه در جهت غرب افريقا به سياحت پرداختند و به دورترين نقاط مجهول اين قاره مسافرت كردند .
( 5 ) -Garamantes( 6 ) -Troglodytes( 7 ) -Atarantes( 8 ) -Atlanes( 9 ) -Belles Lettresجلد چهارم - صفحه 151 .