كه نشان ميدهد مؤلف دربارهء اين مطالب در سيرن اطلاعاتى بدست آورده است . در بند 192 مؤلف اضافه مىكند كه صورت اسامى حيوانات افريقاى وحشى را خود پس از تجسس و تحقيق فراوان تهيه كرده است . نويسندگان متقدم عموما مطالبى درباره حيوانات افسانهاى و باورنكردنى افريقا نقل كردهاند و در پارهاى از موارد مدعى شدهاند كه در اين قاره حيواناتى بىسر وجود داشتهاند كه چشمان آنها در ميان سينه جاى داشته است . هردوت كه بوجود اين حيوانات شگفتانگيز معتقد نبوده بتحقير از اين نويسندگان ياد كرده و مطالب آنان را افسانهاى بيش نداشته و سعى كرده است خود صورت كاملى از حيوانات واقعى اين سرزمين و يا لااقل حيوانات قسمت شرقى آن نقل كند .
همچنين در بند 198 و 199 ضمن مطالبى كه درباره نوع خاك افريقا و حاصلخيزى نواحى مختلف نقل كرده و مقايسهاى كه از اين حيث بين نقاطى كه خود به چشم ديده است با افريقا نموده روشن مىشود كه مؤلف علاوه بر آنچه باحتمال زياد از ديگران نقل نموده خود نيز مشاهدات و نظريات خود را بطور صريح و آشكار بر آن افزوده است .
اما مطالبى كه مؤلف در بند 195 و 196 دربارهء جزيره كيروئيس « 1 » و تجارت دريائى در آنسوى جبل الطارق امروز نقل نموده باعتراف خود او كه صريحا به اين مطلب اشاره مىكند از منابع قرطاجنه اخذ شده است . ترديدى نيست كه هردوت در سفر طولانى كه در خاورميانه و شمال افريقا در پيش گرفت هرگز نتوانست تا قرطاجنه پيش رود تا اطلاعات خود را در اين باره مستقيما در محل كسب كند . ولى محتمل است كه مؤلف اين اطلاعات را در سيرن ، يا بعضى ديگر از نواحى افريقاى شرقى و در يونان اصلى و يا سيسيل از دهان بعضى از اهالى قرطاجنه كه در اين نواحى سكونت داشتهاند شنيده و يا بطور غيرمستقيم از دهان كسانى شنيده كه خود با اين قبيل مهاجرين قرطاجنهاى محالست داشتهاند . در جلد دوم و سوم كتاب هردوت نيز مواردى مشاهده مىشود كه مولف اطلاعات خود را درباره يك موضوع تاريخى بطور غيرمستقيم از كسانى بدست آورده است كه خود نيز از ديگران شنيدهاند . از اين قبيل است مطالبى كه مؤلف درباره پادشاه اهالى آمون در بند 32 از جلد دوم نقل نموده و مطالبى كه
هامش
( 1 ) -Kyrauis