اصولا هكاته اشارهاى به آن نكرده است . مثلا در جائى كه از اقوام پسيل « 1 » و نسامون « 2 » سخن در ميان است مؤلف اضافه مىكند كه قوم اول در لشكركشى بىنتيجهاى بر ضد باد جنوب نابود شد و از آن زمان ببعد نسامونها جاى آنان را اشغال كردند . همچنين است پارهاى از مطالب اضافى ديگر كه مؤلف درباره اقوام و ملل مختلف ساكن اين قسمت از افريقا نقل نموده است . در پارهاى از موارد نقل مطالب بقسمى انجام گرفته كه خواننده تصور مىكند كه مولف قسمتهائى از اطلاعات خود را درباره اقوام ساكن اين نواحى در مصر يا سيرنائيك بدست آورده است . از اين قبيل است تكرار مكرر اين مطلب كه پارهاى از اين اقوام عادات و رسومى شبيه به عادات و رسوم مصريان داشتهاند « 3 » .
بدين ترتيب ، حتى در ذكر نام اقوامى كه در سواحل دريا سكونت داشتند و قاعدة مؤلف ميبايستى دربارهء آنها آنچه را كه ديگران گفتهاند تكرار كرده باشد چيزى از خود بر آن افزوده است . اگر هم مطالبى در اين زمينه از نويسندگان متقدم اخذ كرده است ظاهرا اين مطالب را از بين مطالب بيشترى با دقت گلچين كرده و درباره صحت يا سقم آنها تحقيق بسيار نموده و قسمتهائى از آن را حذف و قسمتهائى ديگر بر آن اضافه كرده است . گذشته از اين ، در بسيارى از موارد خود نيز اظهارنظر كرده و مطالبى مستقيما از آنچه خود جمعآورى كرده نقل كرده است . از اين قبيل است مطالب بند 186 تا 190 درباره عادات و رسوم صحراگردان ، مطالب بند 191 و 192 درباره حيوانات افريقا ، مطالب بند 195 و 196 درباره ساكنان دورترين نقاط غربى افريقا و مطالب بند 198 و 199 درباره سرزمين افريقا .
در بند 186 پس از ذكر اين مطلب كه اهالى افريقا از گوشت گاو تغذيه نميكنند و از پرورش خوك بىاطلاعند ، مطالبى مشابه آن از قول زنان سيرن و بركه نقل مىكند
هامش
( 1 ) -Psylles( 2 ) -Nasamons( 3 ) - همچنين است مطالب بند 168 درباره آديرماشها( Adyrmachides )و بند 170 و 171 درباره آسبيستها( Asbystes )و اوشيزها( Auschises )و باكالها( Bacales ).