مطالب زياد مشاهده مىشود . از جمله در بند 177 از شبهجزيرهاى سخن در ميان است كه قوم گياهخوارى در آن ميزيسته و در بند 178 از جزيرهاى صحبت شده است كه در درياچه تريتونيس « 1 » قرار داشته و در بند 195 از جزيره ديگرى مشابه آن سخن بميان آمده است . از تكرار اين مطالب مكرر درباره اين جزاير كه ظاهرا بايد يكى بوده باشند چنين نتيجه گرفته مىشود كه مؤلف دربارهء اين جزيره اطلاعاتى از نقاط مختلف بدست آورده و چون اين اطلاعات كمى باهم اختلاف داشتهاند آنها را به سه جزيره جداگانه نسبت داده و در سه محل مختلف از كتاب خود از آنها ياد كرده است .
درباره مناطق ساحلى افريقا مدتها قبل از هردوت مطالبى به زبان يونانى تحرير شده بود . دريانوردان ساموس و فوسه و رودس و ديگر شهرها و جزاير يونانى مديترانه شرقى كه تا پيدايش امپراطورى قرطاجنه و توسعه نفوذ آن در مغرب مديترانه تا سواحل جبل الطارق امروز در طول سواحل شمالى و جنوبى اين دريا پيش رفته بودند خاطرات سفر و مشاهدات خود را براى ديگران نقل كردهاند و براساس اين خاطرات و مشاهدات نخستين جغرافىدانان يونى به تحرير اولين كتب جغرافيائى زمان دست زدهاند و هكاته مورخ معروف يونان باستان فصلى از كتاب خود را به شرح احوال افريقا اختصاص داده است . بىترديد هردوت از وجود اين نوشتهها و آثار با اطلاع بوده و براى تهيه مطالب اين قسمت از كتاب چهارم خود نيز از آنها استفاده كرده است .
دليلى كه بر اين امر ميتوان اقامه كرد اينست كه در جائى كه مؤلف به نقل اسامى اقوامى كه در ساحل شمالى افريقا از شرق بغرب سكونت داشتهاند پرداخته نقل نام هريك از اقوام را با عبارات و بيانى خاص به عمل آورده كه شباهتى كامل بعبارات او در بند 49 از كتاب پنجم دارد . در اين قسمت از كتاب پنجم مؤلف به نقل نام اقوامى پرداخته كه از سرزمين يونى تا اعماق كشور هخامنشى مستقر بودهاند و خود هرگز موفق به مجالست و همنشينى با همه آنها نگرديده است .
تعيين اينكه چه مقدار از اطلاعات مؤلف درباره اين مسائل مأخوذ از مؤلفين
هامش
( 1 ) -Tritonis