متقدم است كارى است بس دشوار . بعقيده برخى از محققين هكاته درباره مشاهدات خود در افريقا تفصيل بيشترى داده و مخصوصا درباره افريقاى غربى كه هردوت در باره آن سخن نگفته « 1 » مطالب بيشترى نقل نموده است . بعلاوه بعقيدهء اين محققين بين مطالبى كه هردوت درباره افريقا نقل كرده و مطالبى كه هكاته در همينباره نقل نموده چندان وجه مشابهت نميتوان يافت و در حقيقت فقط در يك مورد ، آن هم بطور جزئى نه بطور كامل ، نوشتههاى دو مؤلف باستان مشابهت دارند . مدتها قبل از هردوت هكاته مردم افريقا را به دو دسته صحراگرد و شهرنشين تقسيم كرده بود و عقيده داشت كه از نقطه معينى از افريقا ببعد جز افريقائيان صحراگرد مردمى نميتوان يافت . هردوت نيز در بند 186 از كتاب حاضر مردم افريقا را به دو دسته صحراگرد و كشاورز تقسيم كرده و براى هريك خصوصيات خاصى نقل نموده است . اما درباره نقطهاى كه حد فاصل اين دو دسته از مردمان بوده است بين دو مولف قديم اختلاف است . هكاته در اين مورد از محلى بنام مگاز نام برده ، در حالى كه هردوت رود درياچه تريتون و مناطقى را كه در آنسوى اين درياچه قرار داشتهاند حد فاصل اين مردمان دانسته است ( بند 186 - 187 - 191 ) . هردوت دربارهء اين خط فاصل آنچنان با اصرار و ابرام سخن گفته كه به نظر ميرسد قصد او از ابرام مطلب رد عقيدهاى بوده است كه احتمالا به هكاته تعلق داشته و قبل از او در يكى از كتب نقل شده است .
اما اينكه بعضى از مورخين باستناد آنكه هكاته درباره مردمان سواحل غربى افريقا مطالبى بيش از هردوت نقل كرده مطالب مؤلف اخير را دست دوم و مأخوذ از مؤلف اول ميدانند خود باستناد و نظاير همين قبيل قياسها قابل ترديد است زيرا هردوت نيز مطالبى درباره اقوام و مردمان ساكن اين قسمت از سواحل افريقا نقل كرده كه
هامش
( 1 ) - اتين از اهل بيزانس( Etiennc dc byzance )از دو منطقه در افريقاى غربى نام برده كه مدعى است از كتاب هردوت اخذ كرده است . اين دو منطقه كانتليا( Canthelia )و كالامينته( Calaminthe )نام داشتهاند . اگر اين ادعا صحت داشته باشد بايد نتيجه گرفت كه كتاب هردوت يا لااقل اين قسمت از كتاب چهارم او دستخوش حوادث گرديده و در طى زمان تحريف و تغيير بسيار يافته( Belles Lettres )- جلد 4 - صفحه 141 )