پذيرائى ميكرد . در ضمن اين پذيرائىها به ميهمانان خود ميآموخت كه نه او و نه ميهمانانش و نه بازماندگان آنها نخواهند مرد ، بلكه به محلى خواهند رفت كه در آنجا تا ابد زندگى خواهند كرد و از سعادت و خوشبختى كامل برخوردار خواهند شد « 1 » . در همان حال كه به ترتيب فوق عمل ميكرد و اين سخنان را با آنان در ميان مينهاد ، خانهاى زيرزمينى براى خود بنا كرد . و وقتى اين خانه ساخته شد ، از ميان مردم تراكيه ناپديد شد و به خانه زيرزمينى نزول كرد و سه سال در آنجا زيست .
اهالى تراكيه فقدان او را تأسف خوردند و مانند شخصى كه مرده است براى او سوگوارى كردند . در سال چهارم وى مجددا بر آنان ظاهر شد و با اين ترتيب آنچه براى آنان نقل كرده بود مقبول آنان افتاد .
96 - چنين بود بقسمى كه نقل ميكنند طرز رفتار اين شخص . من اشكالى در قبول آنچه درباره خانه زيرزمينى نقل كردهاند نمىبينم ، ولى زياد هم به آن اعتماد نميكنم ؛ اما تصور ميكنم كه اين شخص سالها قبل از فيثاغورث ميزيسته . حال ، خواه او موجودى انسانى و خواه موجودى خدائى از سرزمين گتها بوده باشد ، جاى آنست كه اين مطلب را ترك گوئيم .
بدين ترتيب ، اقوام گت كه خصوصيات آنها چنين بود مغلوب شدند و بقاياى آنها همراه سپاه به راه افتادند .
97 - وقتى داريوش با سپاه زمينى خود بسواحل رود ايستروس رسيد ، همين كه همه از روى پل عبور كردند ، به يونىها فرمان داد پلى را كه از كشتى ساخته بودند خراب و خود با ملاحان نيروى بحرى بهمراه سپاه او در خشگى حركت كنند . يونىها به تهيه وسايل خراب كردن پل و اجراى فرمان پادشاه پرداختند ، ولى در همين موقع كوئس « 2 » پسر اركساندروس « 3 » كه فرمانده سربازان ميتىلن « 4 » بود و قبلا ميدانست كه تا چه حد داريوش حاضر بقبول نظر كسى كه مايل باظهار عقيده باشد خواهد
هامش
( 1 ) - بهشت موعودى است كه در تمام مذاهب وجود آن تأييد شده .
( 2 ) -Coes( 3 ) -Erxandros( 4 ) - ميتىلن( Mytilene )پايتخت قديم جزيره لوبوس( Lesbos )كه امروز متلن( Metelin )نام دارد .