كردند پشتههاى بزرگى از سنك تشكيل شد كه داريوش آنها را پشت سر گذارد و باز سپاه خود را بجلو حركت داد .
93 - داريوش ، قبل از اينكه به رود ايستروس برسد ، ابتداء مردمان گت « 1 » را كه خود را جاودانى ميدانند مطيع كرد . زيرا آن قسمت از اهالى تراكيه كه سالميدسوس « 2 » را در دست دارند و بالاتر از آپولونى « 3 » و شهر مسامبريا « 4 » زيست ميكنند و آنها را سكيرميادها « 5 » و نىپسهها « 6 » مينامند بىمنازعه تسليم شدند . اما گتها كه بىتامل تصميم به مقاومت گرفته بودند بسرعت مغلوب شدند . اينها شجاعترين و بهترين مردمان تراكيهاند .
94 - و اما آنچه آنها جاودانى تصور ميكنند چنين است : آنها تصور ميكنند كه هرگز نميميرند و آنكس هم كه ميميرد بوجود سالموكسيس « 7 » كه موجودى الهى است ملحق مىشود « 8 » . بعضى از آنها اين وجود الهى را گبهليزيس « 9 » مينامند . هر چهار سال يك بار يكنفر را به حكم قرعه از بين خود انتخاب ميكنند و بنام ايلچى بنزد سالموكسيس ميفرستند و به او سفارش ميكنند كه آنچه را كه در هر مورد آرزو دارند بر او بازگويد .
هامش
( 1 ) - گتها( GeTES )از اقوام قديم ساكن بين جنوب شبيه جزيره بالكان و دانوب .
( 2 ) - سالميدسوس( SALMIDESSOS )كه امروز ميديا( Midia )نام داردBelles ) Lettresجلد 4 - صفحه 104 )
( 3 ) - آپولونى( Apollonie )كه امروز سيزبولى( Sizeboli )نام داردBelles Lettres )جلد 4 - صفحه 104 )
( 4 ) - مسامبريا( Messambria )كه امروز ميسيورى( Misivri )نام داردBelles ) Lettres- جلد 4 - صفحه 104 )
( 5 ) -Skyrmiades( 6 ) -Nipsees( 7 ) -Salmoxis( 8 ) - بموجب اين عقيده روح انسان پس از مرك به اجتماع خدايان قدم ميگذارد و جاودان ميماند . اكثريت قريب باتفاق مردمان جهان ببقاى روح پس از مرك معتقد ميباشند اما اختلاف عقيده آنها با عقيده گتها اينست كه دسته اخير معتقد بودند روح انسان در جسم خدايان حلول مىكند . همين مطلب است كه هردوت بعنوان يكى از شگفتىهاى اين قوم نقل مىكند .
( 9 ) -Gebeleizis