بنا به آنچه من خود از تيمنس « 1 » كه مورد اعتماد آرياپيتس « 2 » بوده است شنيدهام آناركارسيس عموى ايدانتيرس « 3 » پادشاه سكاها و فرزند گنوروس « 4 » پسر ليكوس « 5 » پسر سپاراگاپيتس « 6 » بوده . پس اگر آناكارسيس متعلق به اين خاندان بود بايد بداند كه بدست برادر خود بقتل رسيده است زيرا ايدانتيرس فرزند سوليوس بود و همين سوليوس بود كه آناكارسيس را كشت
77 - با اين حال ، من روايت ديگرى نيز شنيدهام كه اهالى پلوپونز نقل ميكنند . بموجب اين روايت گويا آناكارسيس از طرف پادشاه سكاها بخارج فرستاده شد و پس از آن پيرو مكتب يونان گرديد و وقتى به كشور خود مراجعت كرد به پادشاهى كه او را فرستاده بود گفت كه عموم يونانيان باستثناى اهالى لاكدمون پيوسته در حال مطالعه ميباشند ، ولى استعداد سخن گفتن را فقط اهالى لاكدمون دارند كه با دورانديشى و تدبير به سوالات پاسخ ميدهند .
اما اين روايت اختراع بىاساسى است كه در يونان ساخته و پرداختهاند . حقيقت آنست كه آناكارسيس به ترتيبى كه قبلا نقل كردم كشته شد .
78 - اين بود سرنوشت آناكارسيس در قبال تقليد از رسوم و عادات خارجى و استقرار روابط با يونانيان . و سالها بعد ، سكيلس « 7 » پسر آرياپيتس « 8 » نيز به همين سرنوشت دچار شد .
آرياپيتس پادشاه سكاها بود و چند فرزند داشت كه سكيلس يكى از آنها بود . اما سكيلس از زنى از اهل ايستريا « 9 » به دنيا آمده بود ، نه از زنى از سرزمين سكاها . مادرش
هامش
( 1 ) -Tymnes( 2 ) -Ariapeithes( 3 ) -Idanthyrse( 4 ) -Gnouros( 5 ) -Lycos( 6 ) -Sparagapeithes( 7 ) -Skyles( 8 ) -Ariapeithes( 9 ) - ايستريا( Isteria )مهاجرنشين يونانى شهر ملط در نزديكى مصب رود ايستروس ( دانوب - امروز ) ( هردوت كتاب دوم - بند 33 )