تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
او رفتند . آن مرد آنانرا مخفيانه بر فراز برجى برد و در آنجا مستقر كرد . وقتى سكيلس بدنبال ازدحام مريدان به آنجا رسيد و سران سكاها او را در حال انجام مراسم مذهبى باكوس مشاهده كردند سخت ناراحت شدند . پس آنان از شهر بيرون رفتند و آنچه را كه ديده بودند براى همهء سپاهيان نقل كردند . 80 - وقتى پس از اين واقعه سكيلس به محل سكونت خود مراجعت كرد ، سكاها برادر او را كه اوكتاماسادس « 1 » نام داشت و از دختر ترس « 2 » به دنيا آمده بود بپادشاهى برگزيدند و بر ضد سكيلس شوريدند . سكيلس از توطئه‌اى كه بر ضد او ترتيب داده بودند و از علت آن خبر يافت و به سرزمين تراكيه پناهنده شد - اوكتاماسادس از فرار او باخبر شد و خود را براى لشگركشى به تراكيه آماده كرد . وقتى وى به ساحل رود ايستروس رسيد مردان تراكيه با او روبرو شدند و نزديك بود جنگ شروع شود . در اين موقع سيتالكس « 3 » كس بنزد اوكتاماسادس فرستاد و چنين پيغام داد : « چه دليل دارد كه من و تو باهم زورآزمائى كنيم ؟ تو فرزند خواهر منى و برادر مرا در اختيار دارى « 4 » ، او را به من تسليم كن و من نيز سكيلس را به تو تسليم
هامش
( 1 ) -Octamasades( 2 ) -Terese( 3 ) - سيتالكس( Sitalkes )پادشاه تراكيه ، معاصر با سكيلس بوده است . هردوت دو بار از ترس( Terese )و سيتالكس كه هر دو پادشاه تراكيه بودند و رابطه پدر و فرزندى بين آنها برقرار بود نام برده اما كوچكترين اشاره‌اى باينكه اينان پدر و پسر بوده‌اند و بر تراكيه سلطنت ميكرده‌اند نكرده است . اين مطلب مىرساند كه هردوت اطلاعات خود را در اين باره در تراكيه جمع‌آورى كرده و به همين جهت اين پادشاهان را آنقدر مشهور و معروف ميدانسته كه توضيح اضافى دربارهء آنها را ضرورى ندانسته است . غفلت هردوت براى خواننده موجب تعجب است و خواننده از اينكه بغتا با نام اشخاص ناشناسى روبرو مىشود كه گوئى مكرر از آنها نام برده شده دچار شگفت و تعجب مىشود . ( 4 ) - اوكتاماسادس يكى از برادران فرارى سيتالكس را كه با او بر سر سلطنت بنزاع پرداخته بود در سرزمين سكاها پناه داده بود و در اين مقام پادشاه تراكيه به اين برادر فرارى خود اشاره مىكند كه در اختيار پادشاه سكاها بوده است ( رجوع شود به دنباله همين بند )