سكاها در آن زيست ميكنند بازگشت . در موقعى كه از معبر هلسپون « 1 » ميگذشت به سيزيك « 2 » نزديك شد و چون مشاهده كرد كه اهالى سيزيك مشغول برگزارى جشن باشكوهى بافتخار مادر خدايان « 3 » ميباشند ، نذر كرد كه اگر صحيح و سالم به وطن باز گردد مراسمى مانند آنچه اهالى سيزيك بجا ميآوردند بجا آورد و بافتخار آن خدا شبى را بيدار بامداد كند . همين كه به سرزمين سكاها رسيد به منطقه هيليا « 4 » وارد شد ( اينجا منطقهايست كه مجاور معادن آشيل « 5 » قرار دارد و سراسر از انواع درختان مستور است « 6 » . ) آناكارسيس به اين منطقه وارد شد و در آنجا تمام تشريفات جشن را بافتخار آن الهه برپا كرد . وى طبلى در دست داشت و تصويرهائى از الهه به خود آويخته بود . يكى از سكاها كه او را در اين حال ديده بود سوليوس « 7 » پادشاه را از آن باخبر كرد . پادشاه نيز خود شخصا به آن محل آمد و وقتى آناكارسيس را در حال انجام آن مراسم مشاهده كرد با يك ضربه زوبين او را بقتل رسانيد .
اگر امروز كسى درباره آناكارسيس از سكاها چيزى بپرسد جواب خواهند داد كه او را نمىشناسند . علت آنست كه وى به يونان سفر كرده و عادات و رسوم خارجى را تقليد كرده است .
هامش
( 1 ) - هلسپون( Hellespont )يا درياى( Helee )نام قديم بغازداردانل است كه بين درياى اژه و درياى سياه قرار دارد و آسيا را از اروپا جدا مىكند . در قرن چهار قبل از ميلاد اين نام به ناحيهاى داده ميشد كه شامل قسمتهاى وسيعى از آسياى صغير بوده است .
( 2 ) - سيزيك( Cyzique )- درباره اين محل رجوع شود بيادداشت ذيل بند 14
( 3 ) - مقصود الهه سيبل( Cybele )است كه در نزديكى سيزيك بر روى كوه دنديمون( Dindymon )معبد بزرگى براى او بنا كرده بودندBelles Lettres )- جلد 4 صفحه 93 )
( 4 ) - هيليا( Hylaia )يا هيله( Hylee )- درباره اين محل رجوع شود به توضيحات هردوت در بند 18 و 19 و 86 كتاب حاضر .
( 5 ) -Achille( 6 ) - براى توضيحات بيشتر درباره اين منطقه جنگلى رجوع شود به همين كتاب بند 19 و 55 - از توضيحات هردوت در بند 19 و 55 و آنچه درباره آناكارسيس و دخول او به اين منطقه جنگلى نقل كرده اينطور استنباط مىشود كه اين ناحيه به علت درختان انبوه و درهم پناهگاهى براى فراريان سرزمين سكاها بوده است .
( 7 ) -Saulios