اين طريقه در بين سكاها يكى از قديمترين طرق غيبگوئى است . انارهها « 1 » كه موجوداتى نيمه مرد و نيمه زن ميباشند مدعى هستند كه طبع غيبگوئى را آفروديت « 2 » به آنها داده است . حقيقت هم اينست كه اينها در موقع غيبگوئى پوست درخت زيرفون به كار مىبرند « 3 » . اينان اين پوست را بسه قسمت ميكنند و سپس آنها را گرد انگشتان خود مىبندند و ميگشايند و در حين انجام اين عمل از عالم غيب خبر ميدهند .
68 - وقتى پادشاه سكاها بيمار مىشود سى تن از معروفترين غيبگويان را احضار مىكند و اينان به ترتيبى كه شرح دادم عمل ميكنند و همه عبارت زير يا عباراتى را كه مختصر تفاوتى با آن دارد بر زبان جارى ميكنند : فلان يا فلان شخص - آنها نام آنكس از سكاها را كه ميخواهند درباره او صحبت كنند ذكر ميكنند - ، فلان يا فلان شخص خاندان شاهى را گواه گرفته و سوگند دروغ ياد كرده . علت آنست كه بين سكاها رسم چنين است كه در موقعى كه ميخواهند سوگند خود را مؤكد كنند خاندان شاهى را گواه ميگيرند و سپس سوگند ياد ميكنند . پس بيدرنگ آنكس را كه آنان نام بردهاند ميگيرند و حاضر ميكنند . همين كه حاضر شد ، غيبگويان او را متهم ميكنند و اعلام ميكنند كه بطوريكه از تفأل آشكار شده او خاندان شاهى را گواه گرفته و سوگند دروغ ياد كرده و به اين جهت پادشاه بيمار شده است . آن مرد انكار مىكند و بخشم ميآيد و مدعى مىشود كه سوگند دروغ ياد نكرده . در مقابل انكار او پادشاه امر مىكند غيبگويان ديگرى بتعداد دو برابر غيبگويان قبلى حاضر شوند : اگر اينها نيز پس از تفأل سوگند دروغ آن مرد را تأييد كنند بيدرنگ سر او را از بدن جدا و اموال او را بين غيبگويان اول تقسيم ميكنند . اگر برعكس ، غيبگويان بعدى او را بيگناه دانند ، غيبگويان ديگر و پس از آنها باز هم غيبگويان ديگرى مداخله خواهند كرد . و اگر اكثريت آنان آن مرد را بيگناه بدانند غيبگويان اول محكوم به مرك خواهند شد .
هامش
( 1 ) - انارهها( Enarees )كه هردوت در بند 105 از كتاب اول خود نيز به آنها اشاره كرده ظاهرا بيشتر به كار جادوگرى و فالگيرى مشغول بودهاند . ( درباره اين قوم رجوع شود به جلد اول تاريخ هردوت )
( 2 ) - آفروديت( Aphrodite )يا ونوس( Venus )الهه زيبائى در يونان باستان .
( 3 ) - درخت زيرفون درخت مخصوص الههء آفروديت بوده است .