توانگران نه تنها آن را از قشرى از چرم مستور ميكنند ، بلكه جدار داخلى آن را نيز از قشرى از طلا ميپوشانند و سپس آن را بجاى ظرف آبخورى به كار مىبرند . آنها حتى در مواقعى كه با نزديكان خود اختلاف پيدا ميكنند و يكى از آنها در برابر شاه بر حريف خود فائق مىشود « 1 » با جمجمه او نيز همين عمل را ميكنند . اگر مهمانان محترمى به خانه كسى وارد شوند ، اين سرها را به آنها نشان ميدهد و اضافه مىكند كه اينها به كسانى از همنژادان آنها تعلق داشته كه با او سر جنگ داشتهاند و او بر آنها فائق شده است .
و وقتى اينان در اين باره صحبت ميكنند گوئى از فتحى نمايان سخن ميگويند .
66 - هريك از روساى قسمتها هر سال يك بار در قسمت خود خمرهاى از شراب مخلوط با آب تهيه مىكند و اين شراب را كسانى ميآشامند كه تعدادى از دشمنان را بقتل رسانيدهاند ؛ و كسانى كه موفق بانجام اين عمل نشدهاند بىبهره از احترامات و افتخارات در گوشهاى مىنشينند و لب بر شراب نميزنند ، و اين امر براى آنها ننگ بزرگى شمرده مىشود . برعكس ، به كسانى كه تعداد زيادى از دشمنان را بقتل رسانيده باشند دو جام پىدرپى تعلق ميگيرد كه هر دو را يكى پس از ديگرى ميآشامند .
67 - در بين سكاها غيبگويان زيادى وجود دارند كه به شرحى كه اكنون نقل ميكنم ، بكمك تعداد كثيرى شاخه درخت بيد ، غيبگوئى ميكنند . اين غيبگويان بستههاى بزرگى از تركه بر روى زمين مىنهند و سپس بندهاى آنها را ميگشايند و تركهها را يكيك از هم جدا ميكنند و در اين حال عبارات و اصطلاحات غيبگوئى را بر زبان جارى ميسازند . « 2 »
هامش
( 1 ) - اشاره به ادله اثبات دعاوى در بين اقوام و ملل قديم است . در دنياى باستان و بين غالب اقوام و ملل آن زمان رسم چنين بود كه اگر دو نفر باهم اختلافى داشتند در برابر رئيس قبيله باهم به نزاع ميپرداختند و آنكس كه فاتح ميشد محق تشخيص داده ميشد . فرض اين بود كه خداوند آنكس را كه محق است كمك مىكند تا بر دشمن فائق گردد . از جملهء يكى از مهمترين ادله اثبات دعاوى در اجتماعات اوليه بشرى جنگ تن بتن بوده است .
( 2 ) - اين طريقه فالگيرى كه مشترك بين غالب ملل و اقوام قديم مىباشد چنين است كه فالگير يا غيبگو تعداد كثيرى تركه را بعلامات مختلف مشخص مىكند و سپس چندين بار آنها را به ترتيبى كه هردوت نقل مىكند پراكنده و مخلوط قرار ميدهند و سپس علاماتى را كه پشت هم قرار گرفتهاند باهم قياس ميكنند و پس از تكرار اين عمل نتيجه ميگيرند و آينده را خبر ميدهند .( Belles Lettnes )جلد 4 - صفحه 87 )