خود خوك به كار نميبرند و هيچ ميل ندارند از اين حيوان در سرزمين خود بزرك كنند « 1 » .
64 - و اما ترتيب مسائل مربوط به جنگ در بين سكاها چنين است كه اكنون شرح مىدهم : وقتى يكى از سكاها براى اولين بار يكنفر را ميكشد مقدارى از خون او را ميآشامد . همچنين سرهاى كسانى را كه در ميدان جنگ بقتل رسانيده به حضور پادشاه ميآورد . زيرا وقتى ميتواند در تقسيم غنائم شركت كند كه سرى با خود بياورد و اگر نياورد سهمى به او تعلق نميگيرد . پوست اين سرها را به ترتيب زير جدا ميكنند : مرد سكائى شكافى مدور گرد گوشهاى آن سر وارد مىكند و سپس پوست آن را بچنگ ميگيرد و در حالى كه آن را تكان ميدهد از جمجمه جدا مىكند . سپس گوشت اين پوست را بكمك استخوان دنده گاو جدا مىكند و پوست را در دست خود ميفشارد تا نرم شود وقتى نرم شد از آن نوعى دستمال تهيه مىكند و آن را به كمر اسب خود مىبندد و به آن افتخار مىكند . هركس كه تعداد زيادى از اين دستمالها داشته باشد مردى شجاع و جسور شناخته مىشود .
حتى بسيارى از آنها با پوستهاى كنده شده لباسهائى تهيه ميكنند كه مانند كلاه چوپانان از قطعات متعددى كه كنار هم دوخته شدهاند تهيه شده و آنها را بتن ميكنند .
بسيارى ديگر پوست دست راست جسد دشمنان خود را با ناخنهاى آن ميكنند و با آن سرپوشى براى تيردانهاى خود ميسازند . من خود ملاحظه كردهام كه پوست انسان ضخيم و درخشان است ، به حدى كه ميتوان گفت تقريبا از تمام پوستهاى ديگر سفيدتر و درخشانتر است . بسيارى ديگر هستند كه پوست تمام بدن انسان را ميكنند و آن را به روى چوبى ميكشند و با اسب به اطراف ميگردانند .
65 - چنين است طرز عمل آنان با سرهاى دشمنان خود . اما با سرهاى بدترين دشمنان خود به ترتيب ديگرى كه اكنون شرح مىدهم رفتار ميكنند : جمجمه را از زير ابروان با اره مىبرند و داخل آن را تميز ميكنند . فقرا و بيچيزان جدار خارجى آن را با قشرى از پوست گاو دباغى نشده ميپوشانند و سپس در اين حال آن را به كار مىبرند . اما اغنياء و
هامش
( 1 ) - در مصر باستان با اينكه خوك حيوانى ناپاك بود ( هردوت - كتاب دوم - بند 47 ) با اين حال نگهدارى اين حيوان معمول بود ( هردوت - همان كتاب - بند 14 و 47 ) و هر سال يك بار تعدادى خوك براى ديونيزوس و سلنه( Selene )قربانى ميكردند ( هردوت - همان كتاب - بند 47 )