در دسترس خود نداشته باشند گوشتها را با آب مخلوط ميكنند و در شكمبه قربانى ميريزند و استخوانها را در زير آن آتش ميكنند « 1 » . اين استخوانها خيلى خوب ميسوزند و گوشتهائى كه از استخوان جدا شده نيز براحتى در شكمبه حيوان جاى ميگيرد . بدين ترتيب يك گاو ، و همچنين ديگر قربانىها خود وسيله پختن خود را فراهم ميكنند « 2 » وقتى اين گوشتها پخته شد ، آنكس كه قربانى را اهدا كرده قسمتى از گوشتها و احشاء حيوان را برميدارد و در مقابل او ميافكند « 3 » . سكاها انواع ديگرى از چهارپايان و بخصوص اسب را نيز قربانى ميكنند .
62 - چنين است حيواناتى كه براى ديگر خدايان قربانى ميكنند و همچنين طرز اهداء اين قربانىها . و اما درباره آرس وضع به ترتيبى است كه اكنون شرح مىدهم :
سكاها در هريك از قسمتهاى سرزمين خود « 4 » معبدى براى آرس دائر كردهاند كه به ترتيب زير بنا شده است : در محوطهاى به طول و عرض سه ستاد « 5 » و بارتفاعى كمتر از آن ، پستههائى از چوبهاى خرد انباشته ميكنند « 6 » . بر روى اين انبوه هيزم سطحهاى مربع
هامش
( 1 ) - قبل از اينكه انسان باختراع ديك موفق شود پختوپز در داخل كيسههائى انجام ميگرفت كه از پوست حيوانات ساخته ميشد . اين رسم هنوز بين بسيارى از قبايل صحرانشين افريقا و تعدادى از قبايل گرئونلند معمول است .
( 2 ) - مقصود اينست كه قربانىها فقط بوسيله استخوانهاى خود پخته ميشوند و احتياجى به مصرف چوب يا سوخت ديگرى ندارند .
( 3 ) - معلوم نيست مقصود مؤلف از « او » خدائى است كه قربانى به او اهدا شده يا شخص ديگر ظاهرا به نظر ميرسد مقصود مؤلف خداوندى است كه قربانى بافتخار او انجام گرفته .
( 4 ) - مقصود مؤلف از « قسمتهاى » سرزمين سكاها محتملا ايالات و ولاياتى نبوده كه هريك حدود و ثغور مشخصى داشته باشند بلكه قلمرو حكومت و محل زيست يك قبيله يا طايفه معين از سكاها بوده است كه در چهار ديوارى آن به صحراگردى و چادرنشينى مشغول بودهاند -Belles Lettres )- جلد 4 - صفحه 84 )
( 5 ) - ستاد واحد طول در يونان باستان و برابر 177 متر و 6 سانتيمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه درباره اوزان و مقادير در يونان باستان )
( 6 ) - از اينقرار هريك از معابد آرس لااقل به ميزان حجم مكعبى به طول و عرض 177 متر و ارتفاعى در همين حدود هيزم لازم داشته و در اين صورت با اينكه هردوت مدعى است كه اين بقيه پاورقى در صفحه بعد