و پوزئيدون را تا ژيماساداس « 1 » مينامند . در بين سكاها مرسوم نيست كه براى پرستش خدايان براى آنها مجسمه يا قربانگاه و يا معبد برپا كنند ، باستثناى آرس كه فقط در مورد او اين رسم وجود دارد . « 2 »
60 - مراسم قربانى در تمام تشريفات و براى تمام خدايان مشابه و به ترتيب زير است :
پنجههاى قدامى حيوان را مىبندند و سپس او را در جاى خود قرار ميدهند . كسى كه بايد عمل قربانى را انجام دهد پشت سر حيوان قرار ميگيرد و سر ريسمان را ميكشد و حيوان را بر زمين مىزند . وى در موقعى كه حيوان در حال افتادن به روى زمين است نام خدائى را كه حيوان براى او قربانى مىشود بر زبان جارى مىكند و پس از آن ريسمانى به گردن حيوان مىبندد و چوبدستى از آن ميگذراند و سپس اين چوبدست را ميچرخاند و بىآنكه آتش روشن كند ، يا تشريفات مقدماتى ديگرى انجام دهد و يا غسلى صورت گيرد حيوان را خفه مىكند . همين كه قربانى خفه شد پوست آن را ميكنند و به طبخ آن مشغول ميشوند .
61 - چون سرزمين سكاها از حيث چوب زياد از حد فقير است براى پختن گوشت تدبيرى انديشيدهاند كه چنين است : پس از آنكه پوست قربانىها كنده شد ، گوشتها و استخوانها را از هم جدا ميكنند و يا بهتر ، استخوانها را از گوشت عريان ميكنند . همين كه اين عمل انجام گرفت ، اگر از ديگهائى كه در محل ساخته مىشود در دسترس داشته باشند آنها را در آن ميافكنند . اين ديگها شباهت كاملى به خمرههاى لوبوس « 3 » دارند ، با اين تفاوت كه اينها خيلى بزرگتر ميباشند - ، آنها را در داخل ديگها ميافكنند و استخوانهاى قربانىها را در زير آن ميسوزانند و باينطريق گوشت قربانىها را ميپزند . اگر ديگ
هامش
( 1 ) -Tagimasadas( 2 ) - درباره مجسمه و قربانگاه و معابدى كه سكاها به ياد آرس بنا كرده بودند رجوع شود به توضيحات هردوت در بند 62 كتاب حاضر .
( 3 ) - لوبوس( Lesbos )يكى از جزاير معروف يونان باستان در بيست كيلومترى سواحل آسياى صغير . طول آن 60 و عرض آن نيز 60 كيلومتر است . اين جزيره مدتها يكى از گاهوارههاى تمدن يونان باستان بوده است . در زمان كورش به تصرف پارسها درآمد و با اينكه يك بار مردم آن در زمان داريوش شوريدند طولى نكشيد كه شورش سركوب شد و اين جزيره مدتها در امپراتورى هخامنشى باقى ماند .