من هيچيك از اينها را باور نميكنم .
ما يقين داريم كه در طرف شرق مردمان كله طاس مردمان ايسدون زندگى ميكنند ، ولى دربارهء آنچه در شمال اين قوم از مردمان كله طاس و ايسدونها و غيره وجود دارد غير از آنچه خود آنها نقل ميكنند اطلاعى در دست نداريم .
26 - بطوريكه نقل ميكنند ايسدونها عادات و رسومى دارند كه چنين است : اگر كسى پدرش بميرد ، هريك از خويشان حيوانى براى او ميآورند و قربانى ميكنند و گوشت آن را قطعهقطعه ميكنند . سپس جسد پدر ميزبان خود را نيز قطعهقطعه ميكنند و همهء اين گوشتها را باهم مخلوط ميكنند و با آن ضيافتى ترتيب ميدهند « 1 » . موها و كركهاى سر مرده را ميكنند و سپس سر را تميز و سرخ ميكنند و آنگاه در موقع قربانيهاى بزرك ساليانه خود ، مانند اشياء مذهبى آن را پرستش و نيايش ميكنند « 2 » . همانطور كه يونانيان با برگذارى مراسمى در سال متوفى از او تجليل ميكنند ، فرزندان اين قوم به اين ترتيب از خاطره پدران خود تجليل ميكنند . از طرف ديگر ايسدونها نيز مانند مردمان كله طاس اشخاصى منصف و عادل ميباشند و زنان آنان همرديف مردانند و قدرت آنها با قدرت مردان برابر است .
27 - از اينقرار اين اقوام نيز شناخته شدهاند . اما دربارهء اقوامى كه بالاتر از آنها در شمال قرار دارند فقط ايسدونها هستند كه وجود مردمان يك چشم و گريفونهاى محافظ
هامش
( 1 ) - نظير اين رسم بنا بگفتهء مؤلف بين اقوام ماساژت نيز وجود داشته با اين تفاوت كه آنها اشخاص مسن را زنده قطعهقطعه ميكردهاند تا از زجر و شكنجه دوره كهولت در امان باشند ( هردوت - كتاب اول - بند 216 ) .
( 2 ) - جالبتوجه است كه سكاها نيز با سرهاى بريده دشمنان خود عملى مشابه آن انجام ميدادهاند با اين تفاوت كه مقصود آنها از اين عمل تجليل مرده نبوده بلكه تحقير او بوده و به همين جهت كاسهء سر را براى مصرفى مخصوص اختصاص ميدادهاند ( هردوت - كتاب حاضر - بند 65 )