بعبارت بهتر مقصود گوينده اينست كه در مناطق گرم شاخ حيوانات بسرعت ميرويد و برعكس ، در مناطقى كه سرماى شديد حكمفرما است اصولا شاخى بر سر حيوانات نميرويد و اگر هم برويد بسيار كوچك خواهد بود « 1 » .
30 - از اينقرار آنچه دربارهء اين مناطق نقل كردم نتيجه سرماى آنجا است . اما آنچه موجب تعجب من شده اينست كه ( چون از آغاز كتاب خود تاكنون مرتبا بمطالب خارج از موضوع اشاره كردهام ) چرا در سراسر ناحيه إله « 2 » هرگز قاطرى بوجود نميآيد ، در حالى كه اين ناحيه منطقهاى سرد نيست و ظاهرا دليل ديگرى براى اين امر نميتوان يافت . بطوريكه اهالى إله خود نقل ميكنند علت اينكه قاطر در سرزمين آنها بوجود نميآيد نفرين و لعنتى است كه بر آن سرزمين شده است .
حقيقت آنست كه وقتى فصلى كه ماديانها بارور ميشوند فرا ميرسد ، آنها را بخارج از سرزمين إله و بنزد اقوام مجاور ميبريد و در آنجا كه سرزمين خارجى است الاغها را با آنها آميزش ميدهند تا آبستن شوند ؛ پس از آن ، آنها را به كشور خود بازميگردانند .
31 - اما درباره پرهائى كه بگفته سكاها فضاى نقاط دورافتادهء خشگى از آن انباشته شده و مانع عبور و مرور و ديدن اشياء مىشود آنچه به نظر من ميرسد اكنون نقل ميكنم .
بالاتر از سرزمينى كه مورد بحث است پيوسته برف مىبارد . البته طبيعى است كه در تابستان كمتر از زمستان مىبارد . درينصورت هركس كه ريزش برف انبوه را بر روى زمين از نزديك ديده باشد ميتواند تصور كند كه من چه ميخواهم بگويم . زيرا دانههاى
هامش
( 1 ) - صحت يا سقم ادعاى هردوت در اين مورد وقتى آشكار مىشود كه گوزنها و چهارپايان زورمند قطبى را در نظر مجسم كنيم كه از شاخهاى پرپيچوخم و نيرومند خود در زحمت ميباشند . شاخ پرپيچوخم و گوزن نيرومند ، امروز مظهر سرماى مناطق قطبى شناخته مىشود .
( 2 ) إله( Elee )از شهرهاى قديم يونان واقع در ائولى( Eolie )- شهر ديگرى به همين نام در ايتالياى باستان وجود داشته كه بوسيله مهاجرين شهر فوسه تأسيس شده بود و مكتب فلسفى معروفى بدان منسوب است .