مىزند بقسمى كه سكاهائى كه در خارج از خندقها زيست ميكنند دسته جمعى به روى يخها ميروند و گردونههاى خود را از روى آن ميگذرانند و به سرزمين سند « 1 » ميروند .
چنين است وضع زمستان در تمام مدت هشت ماه آن .
بعلاوه در مدت چهار ماه از بقيه سال هوا در اين سرزمين گرم نميشود . زمستان اينجا با زمستان تمام نواحى ديگر فرق دارد .
بارندگى در تمام مدت زمستان در دورهاى كه عادة باران مىبارد آنقدر كم است كه جاى آن ندارد از آن صحبتى بشود ، در حالى كه در تابستان بطور مداوم باران مىبارد .
در سرزمين سكاها غرش رعد در فصولى كه در ديگر نقاط شنيده مىشود به گوش نميرسد « 2 » ؛ اما در تابستان رعد بشدت ميغرد . و اگر در زمستان بغرد به همان اندازه كه از يك معجزه تعجب ميكنند از آن نيز تعجب خواهند كرد . همچنين اگر زلزلهاى روى دهد ، چه در زمستان و چه در تابستان ، در سرزمين سكاها آن را حمل بر معجزه ميكنند .
اسبها با استقامت تمام اين سرماى شديد را تحمل ميكنند ، در حالى كه خرها و قاطرها هرگز قدرت تحمل آن را ندارند .
در ديگر كشورها وضع برعكس است و اسبها در نتيجه سرما به مرض شاقلوس مبتلا ميشوند و ميميرند ، در حالى كه قاطرها و خرها در برابر آن مقاومت ميكنند .
29 - بعقيده من ، اگر در سرزمين سكاها گاوهاى بىشاخ از شاخ محرومند علت آن نيز آب و هواى اين ناحيه است . يكى از قرائنى كه در تأييد اين موضوع ميتوانم عنوان كنم مفهوم يكى از اشعار اوديسه هومر « 3 » است كه چنين ميگويد : « و افريقا سرزمينى كه برهها در آنجا بسرعت شاخ درميآورند « 4 » . »
هامش
( 1 ) - سند( Sindes )شبه جزيره تامان( Taman )و سرزمين آناپا( Anapa )بوده است .Belles Lettres )- جلد 4 - صفحه 64 )
( 2 ) - مقصود مولف دو فصل بهار و پائيز است كه در آب و هواى مديترانهاى يونان فصل بارندگى و رعد و برق بوده است .
( 3 ) -Homere( 4 ) - اوديسه - ج 4 - ب 85Belles Lehres )- جلد 4 - صفحه 64 )