ميليسند . و با قسمت غليظ تهنشين آن نوعى شيرينى تهيه مىشود كه با همان تغذيه ميكنند ؛ زيرا چون مراتع سرزمين آنها فقير است حيوانات آنها بتعداد كم مىباشد .
هريك از آنها در زير درختى ميخوابند كه در زمستان آن را با پوششى از نمد سفيد مستور ميكنند ولى در تابستان پوششى ندارد . به اين اقوام هيچكس كارى ندارد ، زيرا آنها را موجوداتى مقدس ميدانند .
اين مردمان هيچ سلاح جنگى ندارند و اختلافات اقوام همسايه را حلوفصل ميكنند .
هركس كه از كشور خود رانده شود و بنزد آنها پناه برد از هرگونه تعرض در امان است .
نام اين قوم آرژيپه « 1 » است .
24 - از اين سرزمين و اقوامى كه در اينسوى آن سكونت دارند ، تا جائى كه اين مردمان كله طاس زيست ميكنند ، ما به خوبى آگاه ميباشيم ، زيرا از بعضى از سكاهائى كه بنزد آنها ميروند و همچنين از يونانيان بندر بوريستن و ديگر بنادر درياى سياه به آسانى ميتوان در اين باره استفسار كرد . سكاهائى كه بنزد آنها ميروند براى اين كار از هفت زبان استفاده ميكنند و هفت مترجم همراه دارند .
25 - بطوريكه ذكر كردم اطلاعات ما بهمينجا محدود مىشود ؛ اما درباره آنچه بالاتر از مردمان كله طاس وجود دارد هيچكس نميتواند بدرستى سخن بگويد زيرا در اين سرزمين كوههاى مرتفع و غيرقابل عبور سدى تشكيل دادهاند كه هيچكس نميتواند از آن عبور كند . اين مردمان كله طاس مدعى هستند - و بعقيدهء من آنچه آنان ميگويند باوركردنى نيست - كه در اين كوهها مردانى زندگى ميكنند كه پاى آنها مانند پاى بز است « 2 » و بالاتر از اين مردمان ، اقوام ديگرى زيست ميكنند كه نيمى از سال را در خوابند « 3 » .
هامش
( 1 ) -Argippees( 2 ) - محتملا اشاره بمردمان كوهستانى و كوهنوردى است كه به علت سرعت حركت پاهاى آنها را شبيه پاى بز كه حيوانى سريع الانتقال است تصور كردهاند .
( 3 ) - محتملا اشاره به شبهاى طويل مناطق قطبى است كه ظاهرا مردمان باستان جسته گريخته اطلاعات پراكندهاى درباره آن داشتهاند .Belles Lettres )جلد 4 - صفحه 63