ادعائى و توطئه هفت تن در كتاب سوم خود شرح داده از حيث منبع از بعضى لحاظ يونانى و از بعضى لحاظ پارسى به نظر ميرسد . اما ميتوان نظر سومى را نيز پذيرفت كه بموجب آن اصولا هردوت اخبارى را كه در اين زمينه جمعآورى كرده از واسطههائى بدست آورده كه در عين حال كه پارسى بودهاند با شهرها و جزاير يونان باستان نيز تماس مستقيم داشتهاند . بسيارى از فرزندان و نوادگان خانوادههاى اشراف پارسى در زمان مؤلف در ايالات سرحدى امپراتورى حكومت ميكردهاند و مؤلف با آنها تماس داشته و محتمل است اخبارى در اينباره از آنان كسب كرده باشد .
در نوشتههاى اين فصل از كتاب هردوت شواهد و قرائنى وجود دارد كه تا حدى مؤيد صحت اين فرض مىباشد . از جمله اين موارد وضع پرگزاسپ قاتل بردياى واقعى است در ماجرائى كه بعد از قتل اين شاهزاده هخامنشى رويداد . با اينكه پرگزاسپ دست خود را به خون برديا آلوده و پس از آن نيز با پنهان كردن اين راز به حفظ موقعيت بردياى ادعائى كمك كرده بود ( بند 66 و 74 ) با اين حال ، هم در سرگذشت كبوجيه و هم در ماجراى بر كنار كردن بردياى ادعائى به صورت شخصيتى قابل توجه جلوه داده شده است .
از يكطرف پرگزاسپ از دستور كبوجيه اطاعت مىكند و برديا را بقتل مىرساند و حتى پس از آنكه پادشاه هخامنشى دست خود را به خون فرزند او آلوده مىكند ( بند 35 ) وى صبر و تحمل را حرفه خود ميسازد و دم برنميآورد .
اطاعت از او امر پادشاه وقت و اظهار رضا و تسليم در برابر او در پارس قديم بعنوان عملى قابل ستايش بخصوص از جانب يكى از سرداران دربارى تلقى ميشده است .
اما ماجرا بهمينجا خاتمه نمييابد . بعد از آن در لحظهاى كه هفت تن توطئهكنندگان بسركردگى داريوش بسوى قصر بردياى ادعائى هجوم مىبرند پرگزاسپ از فراز برجى رفيع با مردم سخن ميگويد و راز قتل برديا را فاش ميسازد و خود را قاتل آن شاهزاده واقعى معرفى مىكند و پرده از دروغ بردياى ادعائى برميدارد و سپس خود را از فراز آن برج به پائين ميافكند و حيات خود را با مرگى پرافتخار بپايان مىرساند .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: هرودت
ص٩١