تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

كشتار مغان

مطلب ديگرى كه در اين زمينه قابل توجه است موضوع كشتار مغان است كه بعد از بركنارى بردياى ادعائى اتفاق افتاد . هردوت مدعى است كه همين كه بردياى دروغى بقتل رسيد پارس‌ها دست بكشتار مغ‌ها زدند و از آن پس هرسال آن روز را جشن گرفتند و هنوز در اين روز مغان از ترس جان خود از خانه خارج نميشوند ( بند 79 ) . در صحت اين روايت ترديد است زيرا متون تاريخى ديگرى كه مؤيد آن باشد در دست نيست . در اين صورت بايد حدس زد كه از اين لحاظ نيز هردوت تحت تأثير منابع غير پارسى قرار گرفته است . موضوعى كه مؤيد اين مطلب مىباشد استدلالى است كه هردوت از قول داريوش براى تأييد دروغ مصلحت‌آميز كرده ( بند 72 ) چه قابل قبول نيست كه پادشاه قومى كه بگفته شخص هردوت ( كتاب اول - بند 138 ) دروغ گفتن را از زشت‌ترين اعمال ميدانسته‌اند در موردى معين از دروغ مصلحت‌آميز دفاع كند . نتيجه اين بحث آنكه قسمت مهمى از مطالبى كه هردوت تا بند 79 از كتاب سوم خود درباره پارس‌ها نقل كرده از منابع غير پارسى اخذ شده و به همين جهت بين مطالب آن قسمت و اسناد مهم تاريخى نظير كتيبه بيستون اختلاف‌بينى وجود دارد . اما ترديدى نيست كه هردوت ضمن جمع‌آورى مطالب اين قسمت از كتاب خود از روايات پارس‌ها هم تا حدى استفاده كرده و قرائن و امارات زيادى در نوشته‌هاى او مشاهده مىشود كه دلالت بر اين امر دارد . از اين قبيل است جائى كه نقش اصلى رهبرى هفت تن را در توطئه‌اى كه بر ضد بردياى مغ ترتيب داده شد به داريوش نسبت داده است كه بايد تصور كرد مؤلف تحت تأثير كامل روايات پارسى قرار گرفته . همچنين است در جائى كه گوبرياس پدرزن داريوش نفر دوم در اين ماجرا معرفى مىشود ( بند 73 - 78 ) .

داستان پرگزاسپ

حاصل كلام آنكه مطالبى كه هردوت درباره چگونگى بر كنار كردن بردياى