بر كنار كردن بردياى دروغى است كه هردوت سه روايت درباره آن نقل كرده . بموجب روايت اول ابتكار اين عمل با داريوش بوده و بموجب روايت دوم و سوم شروع قيام بتحريك اوتان و پرگزاسپ بوده است . در روايت دوم كه بحكايت آن ابتكار شروع اين قيام با اوتان بوده مطالبى درباره بردياى ادعائى نقل شده كه از لحاظ تشخيص منبع خبر قابل ملاحظه مىباشد . بنا به اين روايت گوشهاى بردياى ادعائى را قبل از اينكه بسلطنت رسد بريده بودهاند . بايد ديد كه اين خبر با اين وضع از منبع يونانى سرچشمه گرفته يا از قول پارسيان معاصر مؤلف نقل شده است . بطوريكه كتيبه بيستون حاكى است بردياى ادعائى بر خلاف ادعاى هردوت ( بند 70 ) در شوش بقتل نرسيد بلكه در محلى واقع در ماد كشته شد ( بند 13 كتيبه بيستون ) و باز بحكايت كتيبه بيستون پدر داريوش بر خلاف ادعاى هردوت ( بند 70 و 72 ) حاكم پارس نبوده بلكه حاكم ايالت پارت يا خراسان امروز بوده ( بند 53 كتيبه بيستون ) . از اين اختلاف آشكارى كه بين نوشتههاى هردوت و كتيبه بيستون وجود دارد اينطور نتيجه گرفته مىشود كه مؤلف قهرا بايد مطالب خود را در اينباره از منابع يونانى اخذ كرده باشد .
اما با قبول اين فرض اين اشكال پيش ميآيد كه در جريان حوادث قتل بردياى ادعائى با مسائلى روبرو هستيم كه بيشتر بايد از منابعى شرقى و محتملا غير پارسى سرچشمه گرفته باشد ، موضوع مجازات برديا و بريدن گوشهاى او يكى از اين موارد است . همچنين درجائيكه هردوت درباره دختر اوتان كه زوجه برديا بوده مينويسد كه « وقتى نوبت به فديمه رسيد كه با مغ همبستر شود . . » اين امر حكايت از عادات و رسومى دارد كه در حرمسراى مشرق زمينيان و اندرون اعيان آن زمان معمول بوده چه زنان پادشاهان متعدد بودهاند و پادشاه بنوبت هر شب با يكى از آنها همبستر ميشده است . اگر قبول كنيم كه منبع اين خبر باستناد عدم تطبيق آن با متن كتيبه بيستون يونانى است با اين اشكال مواجه ميشويم كه جنبههاى شرقى آن بر قسمت ديگر آن غلبه دارد .
و بنابراين بايد نتيجه گرفت كه اين قسمت نيز از مطالبى است كه محتملا از منابع مختلط پارسى و يونانى سرچشمه گرفته است .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: هرودت
ص٨٩