واضحتر آنكه بايد ديد آنچه هردوت درباره قتل اوروئيت حاكم مطلق العنان و معروف آسياى صغير نقل كرده به صرف اينكه در سلسله زنجير وقايعى نقل شده است كه عموما از منابع يونانى جمعآورى گرديده خود از منبعى يونانى سرچشمه گرفته يا از منابع پارسى . اگر گفته شود كه منبع اين خبر پارسى است در شأن پادشاه هخامنشى نيست كه يكى از حكام زبردست خود را آنچنان با ترس و از راه حيله و نيرنگ بدام اندازد كه جزئيات مربوط به آن افسانهوار بر سر زبانها افتد و خرد و كلان از آن آگاه باشند .
اما يونانى بودن منبع آن بدلائلى بيشتر به نظر صحيح ميرسد . چه اولا ممكن است دموسد كه مدتها در دربار شاهنشاه هخامنشى ميزيسته و خود يكى از كسانى بوده كه از بدرفتاريهاى اوروئيت زيان ديده مطالبى درباره قتل اين حاكم مستبد در محل شنيده باشد كه بعدها آن را با اضافاتى براى همشهريان خود نقل كرده و بعد از آن تا زمانيكه اين افسانه به گوش هردوت رسيده شاخ و برگهائى به آن اضافه شده و به صورتى درآمده باشد كه مؤلف براى ما نقل مىكند .
همچنين ميتوان حدس زد كه افسانه قتل اوروئيت نيز مانند قسمت مهمى از مطالب قسمت دوم از كتاب سوم از ساموس سرچشمه گرفته است ، چه ترديدى نيست كه اهالى اين جزيره به پوليكرات فرمانرواى فاتح و جاهطلب خود علاقهاى فراوان داشتهاند و محتمل است وقتى از جزئيات مرگ فجيع او در ساحل مديترانه مطلع شدهاند در انتظار نزول انتقام الهى بر شخص قاتل پيوسته مترصد اخبارى بودهاند كه از ساحل آسياى صغير ميرسيده و به همين جهت اخبار مربوط به قتل اوروئيت را به نحوى شاخ و برگ دادهاند كه جنبه انتقام الهى به خود گرفته است .
حدس سوم اينست كه اصولا منبع اين خبر پارسهائى هستند كه خود در جريان حوادث مربوط به اوروئيت دست داشتهاند و بعدها خاطره قتل اين حكمران ستمگر را به نحوى موهن شرح و تفصيل دادهاند . براى قضاوت صحيح در اينباره بايد تا حدى جريان وقايع را
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: هرودت
ص٨٦