تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اختلاف داشته كه بردياى دروغى خود را بهيچكس حتى زنان نشان نميداده تا راز پنهانش آشكار نشود . اگر واقعا چنين باشد و هردوت در تنظيم اين قسمت از نوشته‌هاى خود از سه روايت مختلف الهام گرفته و آنها را يكى كرده باشد بايد تصديق كرد كه در انجام اين امر دشوار توفيق كامل يافته ، چه خواننده چندان متوجه اين تناقص در گفتار مؤلف نميشود ؛ در حقيقت مؤلف پرشورترين حوادث هر سه روايت را آنچنان بهم آميخته كه جلوه‌اى خاص به اين حادثه پرخطر داده و در عين حال مجسم كرده كه چگونه داريوش جسور و جوان كم‌كم در برابر حزم و احتياط بيجاى اوتان و يارانش تفوق مييابد و لحظه‌بلحظه به قدرت نزديك مىشود تا جائى كه يارانش غفلة از اسب به زير ميآيند و جقه او را ميبوسند و در برابر سردار باقدرت پارسى زانو بر زمين ميزنند .

3 - منابع جزء دوم از كتاب سوم هردوت

درباره منابع قسمت دوم از كتاب سوم در نظر اول چنين تصور مىشود كه مطالب اين قسمت از تاريخ هردوت بيشتر متكى به مآخذى است يونانى يا نيمه يونانى كه مؤلف ضمن سفر طويلى كه در خاورميانه درپيش گرفت در نقاط مختلف و شهرها و جزاير مديترانه شرقى با آنها آشنا شده است . مثلا آنچه مؤلف در بند 148 دربارهء كلئومن
( Cle ? ome ? ne )
پادشاه معروف اسپارت و رفتار او در برابر تطميع مندريوس نقل مىكند روشن است كه در شهر اسپارت به گوش او رسيده ، زيرا از يكطرف در زمان او خاطره كلئومن هنوز در اين شهر زنده بوده و از جانب ديگر افسانه به نحوى نقل شده كه اين پادشاه را به صورت انسانى كامل و با تدبير جلوه ميدهد و همين دليل كافى بر آنست كه اين خبر را در موطن او بدست آورده است . همچنين است مطالبى كه مؤلف در بند 138 درباره ژيلوس
( Gillos )
از اهل تارانت و رفتار داريوش با اين شخص نقل مىكند . در اين مورد نيز به نظر ميرسد كه هردوت مطلب را از دهان مردم اين شهر شنيده ، چه شرح واقعه با بيانى انجام گرفته كه آشكار است هدف مؤلف بالا بردن شخصيت ژيلوس از اهل تارانت بوده است .