تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بتحريك شخصى بنام اراخ
( Arakha )
( كتيبه بيستون - بند 49 و 50 ) رويداده و بطوريكه در اين كتيبه نقل شده و تعدادى از محققين نيز بر اين عقيده ميباشند اين دو شورش هردو در سال اول سلطنت داريوش پيش آمده و در همان سال نيز خاموش شده‌اند . در اينكه شورشى كه هردوت از آن صحبت مىكند با كداميك از شورش‌هاى مذكور در كتيبه بيستون تطبيق مينمايد گفتگو زياد است ، چه اگر آن را همان شورش اول كتيبه بيستون بدانيم با اين اشكال مواجه ميباشيم كه وقايع آن به نحوى كه در كتيبه مذكور نقل شده با وقايعى كه هردوت نقل مىكند تطبيق نمىنمايد ؛ در مورد شورش دوم هم كتيبه بيستون مطلب زيادى ندارد و به همين جهت قياس بين آن دو دشوار است ، اما كتيبه بيستون صراحت دارد كه اين شورش بدست يكى از سرداران داريوش بنام اينتافرن ( همان شخصى كه بعدها بامر داريوش مجازات شد و بقتل رسيد ) خاموش شد ، نه بدست شخص داريوش . و بهرحال هيچيك از دو شورشى كه در كتيبه بيستون از آنها ياد شده چندان دوام نياورده و محاصره شهر در هر دو مورد كوتاه بوده است ، درحاليكه هردوت مدعى است كه محاصره بابل بدرازا كشيد و سرانجام با حيله و تدبير زوپير فرزند مگابيز دروازه‌هاى شهر به روى لشگريان پارس گشوده شد ( بند 150 ) كتزياس
( Cte ? sias )
واقعه‌اى نظير آنچه را كه هردوت درباره زوپير نقل كرده به زمان خشايارشا نسبت داده است و به همين جهت بعضى عقيده دارند كه هردوت قطعا دچار اشتباه شده و اين واقعه را كه در حقيقت در زمان فرزند داريوش و محتملا در سال 478 قبل از ميلاد روى داده به زمان داريوش نسبت داده است .

اختلاف اقوال مختلف

افسانه قتل بردياى دروغى در قسمت دوم از كتاب سوم هردوت بقسمى نقل شده كه خواننده تصور مىكند كه پيش‌آمد حوادث مساعد سهم مؤثرى در پيشرفت كار داريوش و ديگر قيام‌كنندگان داشته است . داريوش درست موقعى به شوش وارد مىشود كه اوتان و همراهانش درباره اين مسئله مهم مشغول بحث بوده‌اند ؛ نطق پرگزاسپ خطاب به بزرگزادگان پارس و افشاى راز بردياى دروغى و سرنوشت بردياى واقعى