تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
اين واقعه در جائى شرح داده شده كه مؤلف بذكر حدود و وسعت حدود امپراتورى داريوش مشغول بوده ( بند 89 و بعد ) حق آن بود كه ابتدا حوادث اوليه سلطنت اين پادشاه و از جمله چگونگى قتل اينتافرن نقل ميشد و پس از آنكه دوره آرامش و توسعه امپراتورى فراميرسيد وسعت امپراتورى شاهنشاه هخامنشى شرح داده ميشد « 1 » . در چند مورد ديگر نيز تكرار مطالب گفته شده مشاهده مىشود ، از اين قبيل است در بند 131 درباره دموسد ، در بند 139 درباره سيلوسون و در بند 142 و 143 درباره مندريوس . با اينكه مطالب بندهاى مذكور تا حدى خارج از موضوع به نظر ميرسد تكرار آنها در جائى كه مؤلف آنها را تكرار كرده براى درك و تصور سلسله زنجير وقايع لازم بوده و سكته‌اى چندان در استمرار مطلب ايجاد نكرده است . انتقاد ديگرى كه ازين لحاظ به مؤلف وارد است اينست كه چرا واقعه بزرگ شورش بابل را كه بلافاصله پس از جلوس داريوش رويداده پس از حوادث و وقايعى نقل كرده كه بعد از اين واقعه بزرگ اتفاق افتاده و چندان اهميتى هم در مسير عمومى تاريخ آن زمان نداشته‌اند . از اين قبيل است مسئله مجازات او روئيت و اسارت دموسد در شوش و لشگركشى به جزيره ساموس و غيره .

اشتباه مؤلف درباره شورش بابل

در مورد شورش بابل در آغاز سلطنت داريوش طرز بيان مؤلف طورى است كه خواننده بىاختيار با اين سؤال روبرو مىشود كه اين شورش كداميك از شورش‌هائى است كه در زمان داريوش در بابل رويداده ؛ در كتيبه بيستون كه بىترديد يكى از معتبرترين و قابل اعتمادترين اسناد تاريخ ايران باستان محسوب مىشود صحبت از دو شورش پىدرپى در بابل درميان است كه يكى بتحريك شخصى بنام نيدينتوبل
( Nidintu - Bel )
( كتيبه بيستون بند 18 و 20 ) و ديگرى كه مهم‌تر از اولى است
هامش
( 1 ) - احتمال ميرود كه هردوت مطالب مربوط به بند 118 و 119 را كه مربوط به قتل اينتافرن است جداگانه تهيه كرده و بعدا در قسمتى از كتاب سوم خود بىتوجه به تقدم و تأخر تاريخى مطالب جاى داده باشد .