درست در موقعى اتفاق ميافتد كه قيامكنندگان هفتگانه بسوى كاخ سلطنتى حركت كرده بودند . اين تصادف و تقارن وقايع بقدرى شگفتانگيز است كه خواننده به حق دربارهء صحت آنها دچار ترديد مىشود .
كشف راز پنهان بردياى دروغى و تشخيص هويت واقعى او را هردوت به سه روايت مختلف نقل كرده و به سه نفر نسبت داده است .
از يك طرف داريوش بگفته مؤلف حتى قبل از ورود به شوش و قبل از اينكه اوتان و ياران او با وى در اينباره صحبتى كرده باشند از ماجرا باخبر بوده ؛ ( هردوت ضمن اشاره به اين مطلب توضيح نميدهد كه داريوش بچه ترتيب از راه دور از اين راز بزرگ باخبر شده بود ( بند 71 ) از طرف ديگر پرگزاسپ ماجراى بردياى دروغى را جداگانه فاش ميسازد - ( بند 75 ) . و در همان حال اوتان بكمك دخترش كه زوجه بردياى واقعى بوده و پس از قتل او قهرا زوجه بردياى دروغى شده بود از هويت واقعى اين شياد باخبر مىشود ( بند 68 و 69 ) .
همچنين هردوت در بند 61 مدعى است كه بين بردياى دروغى و بردياى واقعى شباهت جسمانى زيادى وجود داشته بقسمى كه تشخيص اين دو از يكديگر تا حدى دشوار بوده ؛ اما در جريان نقل حوادث مربوط به پادشاه ادعائى ، مؤلف مكرر اين شباهت جسمانى را كه خود در بند 61 به آن اشاره مىكند فراموش كرده . مثلا در موقعى كه رسولى به سپاه كبوجيه فرستاده مىشود ، هردوت مدعى است كه بردياى مغ خود را برسول نشان نداده و بعلاوه هميشه در كاخ خود پنهان بوده و اجازه نميداده است كه كسى صورت او را ببيند ( بند 68 ) .
نتيجهاى كه از اين بحث گرفته مىشود اينست كه مؤلف در اين قسمت از تاريخ خود از سه دسته روايت استفاده كرده كه بموجب يكى از اين روايات بردياى دروغى شباهتى به بردياى واقعى نداشته . و چون در بيان بقيه حوادث بهر سه روايت استناد شده اختلاف مطالب و تناقضى در گفتار هردوت پيش آمده و يك جا بردياى دروغى را كاملا شبيه بردياى واقعى جلوه داده و جاى ديگر مدعى است كه آنقدر قيافه آنها
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: هرودت
ص٨١