اصلى ندارد . مثلا درجائى كه صحبت از مقدار طلائى است كه هنديان همه ساله بابت ماليات به خزانهء شاهى ميپردازند ، شرح مبسوطى دربارهء معادن براده طلا در هند و طرز استخراج آن نقل مىكند و باز همين موضوع را بهانه قرار ميدهد و بشرح شگفتىهاى اين سرزمين و اخلاق و عادات و رسوم ساكنان آن ميپردازد و حتى جزئيات جالبى درباره شترهاى هند نقل مىكند .
همچنين بدنبال همين مطالب و ضمن بحث درباره هند مدعى شده است كه اصولا مناطقى كه در سرحد دنياى آن زمان قرار داشته ، از لحاظ ذخاير طبيعى و اشياء گرانبها غنىترين نقاط جهان بودهاند و براى تأييد اين مطلب بار ديگر از موضوع اصلى دور شده و اطلاعات مبسوطى درباره چگونگى استخراج عطر در عربستان نقل كرده است .
مطالب ديگر ( بردياى دروغى - جلوس داريوش - قتل اينتافرن - تسخير بابل ) ( بند 67 تا 79 - 80 تا 88 118 و 119 - 150 تا 160 )
مطالب قسمت دوم از كتاب سوم هردوت از بند 67 تا 79 اختصاص دارد به بيان سرگذشت بردياى دروغى و بر كنار شدن او از سلطنت پارس ؛ بند 80 تا 88 اختصاص دارد به شرح جلوس داريوش ؛ مطالب بند 118 و 119 مربوط است به چگونگى خشم پادشاه بر اينتافرن كه خود از بانيان سلطنت داريوش و يكى از هفت نفرى بود كه بر ضد بردياى دروغى قيام كرده بودند ؛ مطالب بند 150 تا 160 مربوط است به شورش بابل و تسخير مجدد آن بدست سپاهيان پارس .
غير از اين مطالب كه ارتباطى چندان با جنگهاى ايران و يونان ندارد ديگر مطالب قسمت دوم از كتاب سوم هردوت اصولا اختصاص دارد به شرح مطالبى كه ذهن خواننده را تدريجا براى درك علل وقوع اين جنگها آماده مىكند و نشان ميدهد كه چگونه دو تمدن بزرگ شرق و غرب باهم روبرو شدند و چه عواملى موجب ايجاد كينه و نفاق و رقابت و كشمكش بين آنها گرديد .
وقتى خواننده به مطالعه اين قسمت از تاريخ هردوت مشغول مىشود تصور نميكند كه مطلب كاملا مربوط به تاريخ پارس و در حقيقت قسمت اول از همين كتاب