تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
اين نقاط شنيده كه خود ناظر قسمت‌هائى از حوادث مربوط به اين دسته از اهالى ساموس بوده‌اند .

نتيجه

اين بود مختصرى درباره مطالب و منابع قسمت اول از كتاب سوم هردوت ( از بند 1 تا 67 ) كه مربوط است به لشگركشى كبوجيه به مصر و فتح اين سرزمين بدست پادشاه پارس . مؤلف قسمت مهمى از اطلاعات خود را دربارهء اين قسمت از تاريخ خود در مصر بدست آورده و قسمت‌هائى ديگر از آن را در يونان و مهاجرنشين‌هاى يونانى سواحل آسياى صغير و جزاير يونانى درياى اژه و كورنت و ساموس و اسپارت جمع‌آورى كرده است . طبيعى است وقتى مؤلفى دربارهء پادشاهى قضاوت مىكند كه هرگز قدم به خاك او نگذارده و با هيچيك از اتباع او مصاحبت نكرده و اطلاعات خود را از دهان مخالفين و دشمنان آن پادشاه و يا لااقل كسانى كه نسبت به او چندان محبتى نداشته‌اند شنيده ، نميتوان بطور كامل بنوشته‌هاى او در اين‌باره اعتماد كرد . هردوت در سفر بزرگى كه در سراسر شهرها و بنادر شرقى مديترانه آغاز كرد از شهرها ليكارناس كه زادگاه او در اين سرزمين بود تا فينيقيه و سوريه و مصر و كرت و ساموس و اسپارت هرجا كه اطلاعاتى درباره پادشاه هخامنشى بدست آورده جمع‌آورى كرده و از مجموع اين اطلاعات داستان لشگركشى كبوجيه به مصر و چگونگى شخصيت اين پادشاه را براى آيندگان ساخته و پرداخته است . در تمام اين خط سير هيچ‌جا مؤلف با كسانى روبرو نشده كه احساسات خصمانه‌اى نسبت به پارس‌ها نداشته باشند زيرا اينها نقاطى است كه يا مردمان آن قبل از مؤلف مدتى مطيع پارس‌ها بوده‌اند يا كمى قبل از زمان او ضميمه امپراتورى شده بوده‌اند و يا توسعه امپراتورى پارس خطر بزرگى براى منافع حياتى آنها بوجود آورده بوده است . مصريان و يونانيان مقيم سواحل آسياى صغير و يونانيان جزاير درياى مديترانه و حتى يونانيان قاره اروپا هريك به نحوى در برابر خطر توسعه امپراتورى پارس قرار گرفته بودند و بعضى از نواحى از قبيل مصر و سواحل آسياى صغير و جزاير يونان