چون هردوت خود از اهل ساموس نبوده كه نفعى در اين ميان داشته باشد بايد اين مطلب را به نحوى كه نقل كرده از دهان چند نفر از اهالى اين جزيره كه غالبا حسرت دوران پرافتخار پوليكرات را ميخوردهاند شنيده باشد . اين ظن وقتى بشدت قوت ميگيرد كه بخاطر آوريم كه مؤلف مدتها در جزيره ساموس اقامت داشته و با اهالى آن همنشين بوده و به همين جهت در بند 60 آنچنان بناها و آثار باستانى اين جزيره را تشريح كرده است مىكند كه اگر خواننده از مسافرت مؤلف به ساموس بىاطلاع باشد از اطلاعات دقيق او دچار شگفت و حيرتى فراوان خواهد شد .
مشاهدات و مسموعات شخصى
چنين بود مطالبى كه هردوت از منابع مصرى و يونانى و ساموسى در كتاب سوم خود نقل كرده . مؤلف در اين كتاب از مطالب ديگرى نيز سخن بميان آورده كه بىترديد نه منبعى پارسى داشته و نه مصرى و يونانى و ساموسى . اين قسمت از اطلاعات مؤلف اطلاعات پراكندهايست كه حاصل سير و سياحت او در شهرهاى جهان آن روز و معاشرت و مصاحبت با اشخاصى از مليتهاى مختلف بوده ، از اين قبيل است آنچه مؤلف دربارهء عمليات شنيدنى آركياس
( Archias )
و ليكوپاس
( Licopas )
كه در ساموس بقتل رسيدند و افتخاراتى كه اهالى ساموس نثار آركياس نمودند نقل كرده كه بىترديد از دهان يكى از اهالى لاكونى شنيده و خوشبختانه مؤلف خود صريحا به اين مطلب اشاره مىكند ( بند 55 ) - همچنين است يكى از رواياتى كه مؤلف دربارهء علل حمله اهالى لاكونى به ساموس نقل كرده كه صريحا از قول خود آنها نقل شده است ( بند 47 ) -
اطلاعات مربوط به خزاين اهالى سيفنوس
( Siphnos )
و ثروتى را كه آنها از معادن طلا و نقره خود بدست مياوردند و همچنين پيامى كه غيبگوى معبد براى آنها فرستاد بىترديد در دلف از دهان اهالى شنيده ( بند 57 ) . اطلاعات دقيقى كه مؤلف درباره حوادث حماسى فرارىهاى ساموس و سعادت ناپايدار و ناكامىهاى نهائى آنها در بند 59 نقل كرده باحتمال زياد در كرت و آرگوس و اژين از دهان ساكنان