توضيح خارج از متن دربارهء قسمت دوم از كتاب سوم هردوت
قسمت دوم از كتاب سوم هردوت از بند 67 تا 160 اختصاص دارد بشرح چگونگى جلوس داريوش بر اريكه سلطنت و نخستين فتوحات اين پادشاه در شهرها و جزاير يونانى سواحل مديترانه شرقى و طليعه جنگهاى ايران و يونان كه مدتى بعد ، از بزرگترين حوادث جهان گرديد .
سراسر مطالبى كه مؤلف در قسمت دوم از كتاب سوم خود دربارهء تاريخ پادشاهان هخامنشى عنوان كرده در حقيقت مربوط است به شرح مقدمات اين جنگهاى بزرگ و تشخيص مسئوليتى كه هريك از دو قوم پارس و يونانى در اشتعال آتش آن به عهده داشتهاند . اما هردوت به عادت معمول خود بصراحت از اين جنگها و علل آن سخن نگفته بلكه همه جا كوشيده است مقصود خود را در قالب افسانهها و داستانهائى كه بادعاى خود درباره حوادث اين زمان از يونانيان يا مهاجرين يونانى و يا احيانا از پارسها شنيده بيان كند و قضاوت آن را به خواننده واگذار نمايد .
افسانه دموسد ( بند 129 - تا 139 )
يكى از اين داستانها كه مؤلف باستناد گفتههاى مصاحبين خود نقل كرده داستان دموسد حكيم و طبيب معروف يونانى است كه باسارت بدربار هخامنشى آمد و پس از آنكه توانست اعتماد پادشاه و زوجه او را جلب كند با نيرنگ و تدبير گريخت و پارسها در جستجوى او تا اعماق جزاير يونانى مديترانه شرقى شتافتند و كوشيدند با اعمال زور و خشونت او را از نو باسارت به پارس باز گردانند . از اينجا اولين برخورد پارسها و يونانيان آغاز مىشود و احساسات عمومى در يونان بنفع اين طبيب معروف بجنبش درميآيد .