تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بحضور طلبيد و از آنها پرسيد كه بچه قيمتى حاضرند جسد پدر خود را در آتش افكنند . هندوها از تعجب فريادى از حلقوم خود خارج كردند و مصرا از او خواستند كه سخن بكفر نگويد . » ( بند 38 از كتاب سوم ) -

منابع نيمه يونانى

علاوه بر قسمت‌هائى از كتاب سوم هردوت كه از منابع مصرى و يونانى اتخاذ شده بسيارى از قسمت‌هاى اين كتاب و بخصوص مطالب بند 39 ببعد از قول اهالى ساموس نقل گرديده . با اينكه پوليكرات از فرمانروايان مستبد و سختگير اين جزيره بود بايد اطمينان داشت كه در زمان هردوت خاطرهء پرافتخار دوره حكومت او فراموش نشده بود و به همين جهت و با توجه به مصائبى كه بعد از او بر اين جزيره روى آورد مردم ساموس حتى در زمان هردوت از اين پادشاه مقتدر خود بعنوان يك قهرمان بزرگ ملى ياد ميكرده‌اند . خاطره پادشاهى كه از حيث قدرت و شكوه از تمام پادشاهان جزاير مديترانه باستثناى پادشاه سيسيل پيش افتاده بود ( بند 125 ) و اولين كسى كه بعد از مينوس
( Minos )
، بنيان‌گذار يونان قديم ، در صدد تسلط بر درياها برآمده بود ( بند 122 ) هرگز فراموش شدنى نبود . افسانه حلقه انگشترى كه پوليكرات براى دفع حسادت خدايان بتوصيه فرعون مصر به دريا افكند و سپس در شكم ماهى بزرگى بدست آمد كه در تور مردى ماهيگير صيد شده بود و ماهيگيرانرا به پوليكرات هديه كرده بود ( بند 41 و 42 ) از افسانه‌هائى است كه بىترديد ساخته و پرداخته مردم جزيره‌نشين ساموس مىباشد . زيرا صرفنظر از اينكه گفته شده كه اين انگشتر گرانبها كار يكى از هنرمندان معروف ساموس بنام تئودوروس مىباشد ( بند 41 ) سراسر افسانه بقسمى نقل گرديده كه لااقل حيثيت و آبروى فرمانرواى محبوب جزيره كه هردم با يكى از دولت‌هاى فاتح متحد ميشد و كمى بعد با دشمن قويتر او ميساخت حفظ شود . پوليكرات در آغاز كار با آمازيس فرعون مصر متحد شد ، ولى همين كه مشاهده كرد فرعون قدرت مقاومت در برابر پادشاه پارس را ندارد او را رها كرد و بدامان كبوجيه افتاد . اما در افسانه‌اى كه هردوت از قول
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 68 | هرودت / هادى هدايتى