كه بعدها مورد استفاده هردوت قرار گرفته . اما دليلى كه مثبت اين مطلب باشد نميتوان اقامه كرد زيرا از آثار هكاته جز قطعات مختصر و ناقص چيزى براى ما باقى نمانده و هردوت نيز به عادت هميشگى خود هرجا كه از نوشتههاى متقدمان خود استفاده كرده از ذكر منبع اصلى خوددارى نموده و فقط در پارهاى از موارد كه نظريهايرا به قصد رد كردن آن عنوان كرده بطور مبهم آن را بگفته « يونانيانى » نسبت داده كه در گذشته چنين ادعائى را كردهاند .
نكته جالب در اين مورد اينست كه مؤلف سعى كرده اين مطالب شنيدنى را درباره حبشه بهرترتيبى كه ممكن است ضمن شرح ماجراى اعزام سفراى كبوجيه براى خوانندگان خود نقل كند و به همين جهت ملاحظه مىشود كه براى ذكر پارهاى از اين مطالب رابطهاى بسيار سست با مطالب اصلى يافته . مثلا در جائى كه صحبت از اعزام رسولان كبوجيه مىباشد مؤلف مدعى است كه رسولان از طرف پادشاه مأموريت يافتند درباره « خوان خورشيد » كه جنبه افسانه محض دارد تحقيق كنند و اين بهانه را براى گريز از مطلب اصلى و نقل مطالب مشروحى درباره « خوان خورشيد » و ديگر شگفتىهاى اين سرزمين كافى دانسته و مدتى در اينباره سخن گفته و احيانا مطالبى را كه در اين زمينه در كتب متقدمان يافته نقل كرده ( بند 17 ) . همچنين براى اينكه از فراوانى طلا در اين سرزمين سخن گويد مدعى مىشود كه رسولان كبوجيه با هدايائى از طلا آمدند و پادشاه حبشيان براى تحقير پادشاه پارس آنها را بزندانهاى خود برد و رسولان مشاهده كردند كه حتى زنجير زندانيان از طلا است ( بند 23 ) . و سپس براى اينكه بتواند درباره اخلاق و روحيات حبشيان صحبت كند از پيشنهاد اتحاد كبوجيه سخن ميگويد و از زبان پادشاه حبشيان براى رد اين پيشنهاد بنقل روحيات و خصوصيات مردم حبشه ميپردازد ( بند 21 و 23 ) - در حالى كه باحتمال زياد پادشاه مقتدر پارس كه سرزمين مصر باستانى را تسخير كرده بود اگرچه رسولانى براى خبر آوردن به حبشه اعزام داشته بود ولى شايد براى پادشاه گمنام اين سرزمين هدايائى نفرستاده و يا پيشنهاد عقد قرارداد اتحاد به او نكرده باشد . شواهد و سوابق تاريخى
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: هرودت
ص٦٥