تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
بدرجه‌اى كه حتى زنجير دست و پاى زندانيان را نيز از اين فلز قيمتى ميساخته‌اند ( بند 23 ) . بطور كلى آنچه مؤلف در بند 18 تا 24 درباره اين سرزمين افسانه‌اى نقل كرده با واقعيت و حقيقت تطبيق ندارد . به علت نفرت مصريان از حبشيان و در هرحال حسادت و رقابت آنها با اين قوم سياه پوست مجاور كه مكرر خاك آنها را مورد تعرض قرار داده بودند بايد اطمينان داشت كه منبع اطلاعات مؤلف در اين زمينه مصرى نميباشد . در اين‌صورت با اين سئوال مواجه ميشويم كه پس مؤلف اطلاعات خود را در اين زمينه از كجا كسب كرده است . از طرف ديگر نميتوان تصور كرد كه هردوت كه به سرزمين مصر مسافرت كرده و تا سرحد نهائى اين كشور در جائى كه سرزمين افسانه‌اى حبشه شروع مىشود پيش رفته ، درباره اين كشور كوچكترين توجهى بگفته‌هاى مصريان نكرده باشد . چه ترديدى نيست كه اگر دربارهء حبشه از مصريان كسب خبر ميكرد مصريان به نحوى ديگر درباره اين كشور با او سخن ميگفتند و بىترديد آن را جهنم روى زمين و سرزمين حيوانات مخوف و انسانهاى سياهپوست كوتاه قد و كريه معرفى ميكردند نه يك سرزمين مطلوب و دلخواه آنطور كه هردوت معرفى مىكند . با توجه به اين استدلال بايد قبول كرد كه منبع اطلاعات هردوت درباره حبشه نه مصرى بوده و نه يونانى . باحتمال زياد منبع اطلاعات او در اين‌باره كتب متقدمينى بوده است كه در زمان آنها هنوز حبشه سرزمين افسانه‌اى مجهول و سرزمين زيبائىهاى جهان بوده . اين تصور وقتى قوت ميگيرد كه ملاحظه ميكنيم در تعدادى از كتب متقدمين از قبيل ايلياد هومر بتفصيل از مردمانى صحبت شده كه در سرحد نهائى جهان « در جائى كه آفتاب طلوع و غروب مىكند » ميزيسته‌اند . بىترديد مقصود هومر حبشيان واقعى نبوده بلكه صحبت از مردمانى است كه در دورترين نقاطى از افريقا كه بر مردم آن زمان شناخته شده بود ميزيسته‌اند . ولى محتمل است در قرن پنج قبل از ميلاد هردوت و ديگر يونانيان تصور كرده‌اند اين مطالب درباره حبشيان ساكن دره نيل نوشته شده . همچنين محتمل است كه مؤلف اطلاعات خود را در اين‌باره از نوشته‌هاى هكاته معروف نقل كرده باشد زيرا بىترديد هكاته درباره مصر و حبشه مطالبى نقل كرده