احتمالى پرگزاسپ را با قتل فرزند او انتقام ميكشد با اين تفاوت كه گوشت فرزند را بخورد پدر نميدهد . همچنين است مطالبى كه در بند 36 درباره رفتار كبوجيه نسبت به كسانى نقل شده كه براى جلب رضايت بعدى او موقتا از اجراى اوامر او خوددارى كردند بتصور اينكه وقتى پادشاه از فرمان خود نادم مىشود ( فرمان قتل كرزوس ) آنها را پاداش قابل ملاحظهاى خواهد داد در حالى كه كبوجيه در عين حال كه در مدتى كوتاه از فرمان خود نادم شد و براى كرزوس گريست كسانى را كه به علت پيشبينى ندامت او از اجراى حكم خوددارى كرده بودند ببدترين وضع بقتل رسانيد .
در تمام اين موارد بر خلاف گفته مورخ بايد اطمينان داشت كه منبع اصلى اطلاعات او پارسى نبوده بلكه باحتمال زياد يونانى يا مصرى بوده و اگر هم واقعا مطلبى در اين زمينه از پارسيان شنيده بىترديد صحبت از پارسيانى است كه بعللى با پادشاه هخامنشى خصومت داشتهاند . مؤيد اين حدس افسانهايست كه مؤلف در قسمتى از بند 32 درباره چگونگى قتل خواهر پادشاه نقل كرده و مدعى است كه اين روايت به يونانيان تعلق دارد و آنان معتقدند كه خواهر و زوجه پادشاه به اين ترتيب بقتل رسيد . در حالى كه همانطور كه خود مؤلف به آن اشاره كرده نظير اين گونه داستانها و افسانهها در روايات يونانى زياد ديده مىشود « 1 »
هامش
( 1 ) بطوريكه هردوت از قول يونانيان نقل مىكند روزى پادشاه با خواهر خود كه زوجه او نيز بود بتماشاى جنگ بچه شيرى با سگى مشغول بود . در لحظهاى كه نزديك بود سگ در برابر بچه شير از پا درآيد برادر كوچك سگ زنجير خود را گسيخت و بكمك او شتافت و هردو بكمك هم بچه شير را از ميدان بدر كردند . كبوجيه از مشاهده مبارزه اين دو حيوان شادى كرد در حالى كه خواهرش ميگريست و وقتى علت گريه او را سئوال مىكند زوجه او جواب ميدهد كه وقتى محبت دو برادر را در عالم حيوانات مشاهده مىكند تأسف مىخورد كه چطور برديا قربانى هوى و هوس برادر خود شد و كسى انتقام او را نگرفت . كبوجيه از اين سخن بدرجهاى در خشم شد كه فى الحال امر كرد خواهرش را كه زوجه او نيز بود بقتل رسانند ، ( بند 32 ) .