باحتمال زياد منشائى مصرى دارد . مشاركت پنجاه هزار نظامى در اين لشگركشى و مدفون شدن سپاهى به اين كثرت كه محتملا به همين تعداد افراد غير نظامى همراه آن بوده امرى است كه باور كردن آن تا حدى دشوار است بخصوص كه بادعاى هردوت از اين اجتماع بزرگ حتى يك نفر نجات نيافت كه پارسها و مصريان را از سرنوشت شوم همراهان خود مطلع كند . بعيد نيست كه اهالى آمون براى اثبات حمايت خداوندان از سرزمين خود اين افسانه را اختراع كرده و يا لااقل درباره تعداد سپاهيان اعزامى كبوجيه مبالغه كرده باشند . تنها ضعف اين استدلال اينست كه هردوت هرگز به آمون قدم نگذارده و اين مطلب را مستقيما از اهالى اين سرزمين نشنيده بلكه آن را از كسانى شنيده كه آنها خود از اهالى آمون شنيدهاند و به همين جهت محتمل است چيزى بر آن افزوده يا تغييرى در آن داده باشند . درهرحال اين واسطههاى خبر بىترديد همان مصريانى هستند كه راهنماى هردوت در مسافرت او به مصر بودهاند و به علت كينهاى كه نسبت به پادشاه پارس داشتهاند خواستهاند از راه مبالغه شكستهاى او را بزرگ جلوه دهند .
اين بود قسمتهائى از كتاب سوم از تاريخ هردوت كه باحتمال زياد از منابع مصرى جمعآورى شده است . بقيه مطالبى كه هردوت در كتاب سوم نقل كرده بىترديد از منابعى ديگر اخذ گرديده و مؤلف خود در پارهاى از موارد صريحا به آن اشاره كرده ، مثلا در بند 32 در جائى كه دربارهء چگونگى قتل خواهر و زوجه كبوجيه سخن درميان است هردوت خود دو روايت نقل مىكند كه يكى را بگفته مصريان و ديگرى را به منابع غير مصرى استناد ميدهد . مطالبى كه در بند 34 و 36 درباره كرزوس و رفتار او نسبت به پادشاه پارس نقل شده در حقيقت دنباله مطالبى است كه در كتاب اول درباره پادشاه مخلوع ليدى شرح داده شده و ارتباطى به تاريخ مصر ندارد و به همين جهت حدس زده مىشود كه قسمتى از مجموع اطلاعاتى بوده است كه هردوت درباره پادشاه مخلوع ليدى جمعآورى كرده و در اين مقام كه صحبت از احوال پادشاه درميان بوده بمناسبتى از آن ياد كرده .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: هرودت
ص٦٠