تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كوروش ميزيسته به دنيا آمده و بنابراين اصولا مصرى بوده و فتوحات او در حكم فتوحات مصريان است ( بند 2 ) . ولى مصريان در بسيارى از موارد ديگر تحت تأثير احساسات واقعى نسبت به فاتح كشور خود قضاوت خوبى نكرده‌اند و هردوت نيز اين قضاوت را عينا در كتاب سوم خود نقل كرده . از اين قبيل است جواب پسامنيت
( Psame ? nite )
به كبوجيه و شكنجه‌هاى روحى كه اين پادشاه متحمل شد ( بند 14 ) ؛ جنون پادشاه پارس كه نوعى انتقام الهى جلوه داده شده و در نتيجه ضربتى كه پادشاه بر پيكر گاو مقدس مصريان نواخت روزبروز شدت يافت ( بند 30 و 33 ) ؛ قتل زوجه و خواهر پادشاه كه مؤلف خود صريحا مصرى بودن منبع يكى از دو روايتى را كه در اين مورد نقل مىكند تأييد كرده ( بند 32 ) .

افسانه موميائى آمازيس

در بسيارى از موارد ديگر كه مؤلف صريحا ذكرى از مصرى بودن منبع اطلاعات خود نكرده برداشت مطلب و نوع خبر طورى است كه نشان ميدهد باحتمال قريب بيقين منبع آن مصرى بوده است . مثلا در بند 16 هردوت مدعى است كه غيبگوى معبدى آمازيس را از سرنوشتى كه پس از مرگ در انتظار او بود مطلع كرده بود و به همين جهت پس از آنكه مقبره باشكوهى براى خود بنا كرد جنازه مردى را كه به او شباهت كامل داشت در قبر اصلى جاى داد و امر كرد جنازه خود او را پس از مرگ در كنار يكى از درهاى ورودى مقبره دفن كنند . وقتى بامر كبوجيه قبر آمازيس را شكافتند و جسد موميائى شده او را شكنجه دادند و اهانت كردند ، در حقيقت آمازيس آرام و آسوده در كنج آرامگاه خود آرميده بود و پارس‌ها حتى ندانستند كه با جنازه‌اى غير از جنازه آمازيس سروكار دارند . ترديدى نيست كه اين خبر از مصريانى سرچشمه گرفته كه به علت احساسات ملى خود نخواسته‌اند قبول كنند كه با جنازه پادشاه آنها چنين زننده و ناهنجار رفتار شده باشد ( بند 16 ) ؛ همچنين است در موردى كه اهالى تب مدعى شده‌اند كه در سرزمين آنها هرگز باران نميبارد ولى در سالى كه لشگركشى كبوجيه به مصر رويداد بارانى سيل‌آسا در اين شهر باريدن گرفت و اين باران را نشانه اعلام خطر از جانب