در جريان لشگركشى به مصر دو واقعه جلب توجه مىكند كه هردو با يونان باستان ارتباط دارد . اين دو واقعه يكى قتل فرزندان فانس
( Phane ? s )
يونانى الاصل است كه قبل از جنگ پلوزروى داده ( بند 11 ) و ديگرى قتل فرستادگان مىتىلن
( Mytile ? ne )
است كه در ممفيس اتفاق افتاد ( بند 13 ) . خاطره اين دو واقعه را يونانيان شهر نوكراتيس
( Naucratis )
كه مهمترين مهاجرنشين يونانى در سرزمين مصر بوده و هردوت خود بدان سفر كرده هرگز فراموش نكرده بودهاند و احتمال زياد ميرود كه مؤلف جزئيات اين ماجرا را از دهان راهنمايان يونانى خود در اين شهر شنيده باشد .
همچنين است مطالبى كه در بند 25 دربارهء مزدوران يونانى سپاه پارس نقل شده .
هردوت مدعى است كه كبوجيه اين مزدوران را اجير كرده بود تا بكمك آنها به كارتاژ حمله كند ، اما چون اين نقشه عملى نشد آنها را مرخص كرد ( بند 19 ) .
مطالبى نيز كه مؤلف از بند 5 ببعد نقل مىكند بىترديد از دهان مهاجرين يونانى نوكراتيس شنيده و شايد ضمن تحقيق آن چيزهائى در محل نيز به چشم ديده باشد .
مثلا آنچه دربارهء خمرههاى شراب كه از يونان به نوكراتيس ميرسيد نقل كرده باحتمال زياد خود شاهد آن در اين شهر بوده و بر سبيل قياس آن را بگذشته نيز تعميم داده . مطالبى كه در بند 9 دربارهء چگونگى عبور كبوجيه از صحراى بىآب سينا نقل شده و همچنين طريقه آبانبارسازى پارسها در طول راه فلسطين به مصر نيز از مطالبى است كه قطعا مهاجرنشينان نوكراتيس براى او نقل و وضع اين صحرا را قبل از آنكه آبانبارهاى پارسى در آن ساخته شده باشد براى او تشريح كردهاند .
در بسيارى از موارد مؤلف خود صريحا اعتراف مىكند كه اطلاعاتى كه نقل كرده از دهان مصريان شنيده .
صحت اين گفتار مؤلف از آنجا معلوم مىشود كه مطالبى كه وى دربارهء لشگركشى كبوجيه به مصر نقل كرده اصولا تحت تأثير احساسات ملى مصريان قرار گرفته و شايد باينجهت است كه در پارهاى از موارد هردوت و مصريانى كه منبع اطلاعات او بودهاند مدعى شدهاند كه كبوجيه از يك شاهزاده خانم مصرى كه در حرمسراى