كاملا نشان ميداد كه پادشاه پارس در سراشيبى سقوط قرار گرفته و بسرعت بسوى سرنوشتى كه انتقام الهى براى او تعيين كرده بود ميشتافت . تمام اين جنايات كه با بيرحمى و سنگدلى و حق ناشناسى توأم بود بر خلاف قتل برديا اشكارا و در نظر عام انجام ميگرفت . گوئى ديگر پادشاه هخامنشى بدرجهاى از انحطاط روحى رسيده بود كه چندان بتاثير اين اقدامات ناپسند در سران پارس اهميت نميداد . اين طرز بيان مطلب نشان ميدهد كه مؤلف بدرجهاى قابل توجه تحت تاثير قضاوت مصاحبين مصرى خود قرار گرفته و دربارهء شخصيت پادشاه هخامنشى از دريچه فكر آنها قضاوت كرده به حدى كه امر برخود او نيز مشتبه گرديده و تصور كرده كه شكستها و ناكامىهاى اين پادشاه واقعا نتيجه نفرين خداوند مصريان بوده درحاليكه بعضى از اين وقايع قبل از حادثه قتل آپيس اتفاق افتاده ، از اين قبيل است نقشه لشگركشى به قرطاجنه كه با شكست مواجه گرديد ( بند 19 ) ، لشگركشى به حبشه كه بنوبه خود با ناكامى روبرو و موجب اتلاف تعداد كثيرى از سپاهيان پادشاه شد ( بند 25 ) ، لشگركشى به آمون كه با چنان شكستى مواجه گرديد كه تا آن زمان در تاريخ جهان بيسابقه بوده چه بطوريكه مصريان نقل ميكنند و هردوت نيز مطلب را از قول آنان نقل كرده طوفانى از شن در صحراى سوزان مصر سپاهيان پارس را در زير خروارها ريگ سوزان مدفون كرد بقسمى كه حتى يك تن از آنها نجات نيافتند و به همين جهت هيچكس ندانست پارسها در اين درياى بيكران چه شدند و چه سرنوشتى يافتند و مطلبى هم كه هردوت در اينباره نقل كرده از قول مصريان است ( بند 26 ) .
مطالب خارج از موضوع
يكى از خصوصيات تاريخنويسى هردوت اينست كه ضمن بيان يك مطلب به آسانى از موضوع خارج مىشود و وقتى بمناسبت مطلبى از شخصى يا محلى يا چيزى صحبت مىكند مطلب اصلى را ناتمام ميگذارد و بتفصيل بشرح موضوع فرعى ميپردازد و سر - انجام آن عبارت را به آخر عبارت اصلى متصل مىكند . اين عبارت معترضه گاه بدرجهاى