بسيارى از اين مطالب در مصر كسب خبر كرده مصريان وقايع را بىقيد تاريخ دقيق براى او نقل كردهاند و سپس او خود ترتيبى را كه بنظرش منطقى آمده رعايت كرده . اما در متن كتاب مطالبى از قول مؤلف مشاهده مىشود كه قاعده بايد نشانه اختلاف عقيده او در اين زمينه با مصريان باشد . مثلا در بند 30 مؤلف مدعى است كه كبوجيه هرگز عقل درستى نداشته و در بند 33 گفته است كه اختلال فكرى او از يك بيمارى ارثى ناشى بوده : « معروف است كه كبوجيه از زمان تولد ناراحتى شديدى داشته كه برخى آن را صرع و بيمارى روحى مينامند . . . . »
درحاليكه مصريان مدعى هستند كه جنون كبوجيه انتقام الهى بود و پس از بىاحترامى به گاو آپيس و قتل اين خداى مقدس بر او نازل گرديد . و براى اثبات همين عقيده است كه مصريان در ذكر حوادث تاريخى اين زمان ترتيب رعايت واقعى وقايع را نكردهاند و قتل برديا و خواهر كبوجيه را كه قبل از اين واقعه اتفاق افتاده مصادف با اين زمان دانستهاند . ترتيبى كه هردوت در بيان سوانح تاريخ كبوجيه اتخاذ كرده و آنها را يكى پس از ديگرى پس از واقعه قتل آپيس شرح داده حكايت كامل دارد از اينكه مؤلف در قضاوت دربارهء اين حوادث تحت تأثير كامل راهنمايان مصرى خود قرار گرفته و از اعمال ناپسند و جنايات كبوجيه به ترتيبى ياد كرده كه مبين آنست كه قصد او نشان دادن چگونگى افزايش بحران روحى پادشاه پس از واقعه آپيس بوده است . قبل از همه واقعه قتل برديا نقل شده كه تا حدى ميتوان آن را دفاع مشروع دانست بخصوص كه كبوجيه بدست خود مرتكب اين عمل نشده و با پنهان كردن آن رعايت احساسات عمومى را كرده بود . پس از آن واقعه قتل خواهر او كه در عينحال زوجه او نيز بوده نقل شده . گناه او اين بود كه او را نسبت به قتل برادر ملامت كرده بود . اين واقعه نيز ظاهرا جنبه خانوادگى داشت ؛ اما قتل پسر پرگزاسپ كه پادشاه بدست خود مرتكب شد و قتل كرزوس كه بازهم پادشاه شخصا قصد آن را كرد و همچنين رفتار ناشايستى كه نسبت به سران پارس درپيش گرفت و قتل فجيع تعدادى از آنها
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: هرودت
ص٤٥