تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
و استمرار وقايع قابل ستايش است و نشان ميدهد كه مؤلف بر خلاف رويه‌اى كه در چند مورد در جلد اول و دوم درپيش گرفته افكار و اطلاعات خود را منظم كرده و برعايت تقدم و تأخر حوادث اهميت فراوان داده و همين امر زيبائى و شيوائى خاص بتاريخ او داده . در اين قسمت هردوت كبوجيه را به صورت قهرمان داستان تأثرآورى مجسم مىكند كه پىدرپى مرتكب خطاهائى فاحش مىشود تا جائى كه سرانجام در زير بار خطاهاى سنگين گذشته و جنون روزافزون خود چشم از جهان مىبندد . اما دراينكه شخصيت كبوجيه واقعا آنچنان بوده است كه هردوت معرفى مىكند ترديد است . درباره اين مطلب بعدا بتفصيل گفتگو خواهد شد ولى آنچه در اين مقام بايد مورد توجه قرار گيرد اينست كه هردوت همانطور كه گفته شد ترتيب بيان وقايع را برحسب تاريخ رويداد آنها رعايت كرده و از اين حيث مطالعه تاريخ او بر خواننده شيوا و گوارا است . با اين حال از اين حيث نيز مؤلف دچار اشتباهاتى شده است كه ذكر آن در اين مقام بىفايده نيست . از اين جمله قتل برديا و خواهر كبوجيه است كه بعد از لشگركشى به حبشه و پس از قتل گاو آپيس نقل شده درحاليكه قتل برديا حتى قبل از شروع لشگركشى به مصر اتفاق افتاده و اين مطلب در بند 10 كتيبه بيستون از قول داريوش صريحا چنين نقل شده و ترديدى در آن نميتوان داشت . همچنين حادثه ناشى از طرز رفتار پادشاه با زوجه و خواهر خود ( كه او را به علت قتل برادر مورد سرزنش قرار داده بود ) بايد قاعده هنگام پيشروى سپاه بسوى جنوب مصر پيش آمده باشد و دليلى كه بر اين امر ميتوان اقامه كرد اينست كه استرابون در بند 1 از جزوه هفدهم كتاب خود مدعى است كه كبوجيه شهر مروئه
( Me ? roe ? e )
را بنام يكى از خواهران يا زنان خود كه در اين محل درگذشت مروئه ناميد . هردوت اين دو واقعه را كه مدتها قبل از جنون كبوجيه اتفاق افتاده بود در جائى نقل كرده كه سخن از شدت يافتن بيمارى روحى پادشاه هخامنشى درميان است . اين اشتباه را بايد به بىاطلاعى هردوت نسبت داد يا تصور كرد كه چون درباره