تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
و طولانى مىشود كه خواننده رشته مطلب را از دست ميدهد و از خود سئوال مىكند كه آيا حقيقة هردوت از مطلب دور نيفتاده و ختام مطلب اصلى را فراموش نكرده است . از اين قبيل است مطالب خارج از موضوعى كه دربارهء مسائل مختلف زير نقل گرديده :

وصف سرزمين حبشه

شرح لشگركشى كبوجيه به مصر در حقيقت از آغاز كتاب دوم شروع مىشود ولى همين كه مؤلف بذكر اين خبر ميپردازد از موضوع اصلى خارج مىشود و شرح مبسوطى درباره اوضاع مصر و تاريخ اين كشور نقل مىكند كه سراسر كتاب دوم را شامل مىشود . اما هردوت به اين عبارت معترضه اكتفا نكرده و در كتاب سوم نيز كه بار ديگر بشرح چگونگى لشگركشى كبوجيه ميپردازد مكرر از موضوع اصلى خارج مىشود و بذكر حواشى و مطالب خارج از موضوع ميپردازد . مثلا در جائى كه از لشگر - كشى پادشاه هخامنشى به حبشه صحبت مىكند ، از رسولانى سخن ميگويد كه كبوجيه بدربار پادشاه حبشيان فرستاد . تا اين‌جا شرح وقايع بطور عادى پيش ميرود . اما همين كه به اين مطلب ميرسيم مؤلف اضافه مىكند كه اين رسولان علاوه بر مأموريتى كه نزد پادشاه حبشيان داشتند ميبايستى درباره اوضاع اين كشور نيز خبرچينى كنند و بخصوص درباره « خوان آفتاب » كه درباره آن افسانه‌هاى زيادى بر سر زبانها بود اطلاعاتى بدست آورند ( بند 17 ) . و همين كه صحبت از « خوان آفتاب » بميان ميآيد مؤلف از فرصت استفاده مىكند و مدتى درباره شگفتىهاى سرزمين حبشه و عجايب آن و « خوان آفتاب » سخن ميگويد . قبل از آن نيز اين ترتيب نگارش مكرر تكرار شده است . مثلا در بند 5 در جائى كه مؤلف از مذاكرات پادشاه هخامنشى با پادشاه عربستان سخن ميگويد براى اينكه نشان دهد بچه دليل پادشاه هخامنشى از پادشاه عربستان تقاضاى عبور كرد بشرح احوال مللى ميپردازد كه در سراسر سواحل درياى مديترانه تا ساحل مصر بر سر راه او قرار گرفته و حايلى بين پادشاه هخامنشى و مصر ايجاد كرده بودند .