99 - بعضى ديگر از هنديها كه در مشرق دستهء قبلى زيست ميكنند بيابانگردند و گوشت خام ميخورند . اين دسته را پادئى « 1 » ها مينامند . عادات و رسومى كه به آنها نسبت ميدهند چنين است : اگر يكى از همشهريهاى آنها چه زن و چه مرد مريض شود او را ميكشند . اگر مرد باشد مردها بخصوص دوستان نزديك او اين كار را ميكنند . آنها ميگويند كه ناخوشى چربى بيمار را آب مىكند و از لذت و گوارائى گوشت او ميكاهد . بيمار از كشته شدن خود مانع مىشود ، ولى به خواهش او گوش نميكنند ؛ او را ميكشند و از گوشت او ضيافتى ترتيب ميدهند .
وقتى مريض زن باشد همه چيز مانند مورد قبل است ولى فقط كشتن او به عهده زنان و به بهترين دوستان زن او محول مىشود . هركس به كهولت برسد قربانى مىشود و گوشت او را در ضيافت ميخورند ولى خيلى كم اشخاص هستند كه به اين افتخار نائل شوند زيرا قبل از آن هركس كه بيمار شود كشته مىشود .
100 - هنديهاى ديگرى هستند كه عادات و رسومى ديگر دارند « 2 » : آنها هيچ موجود زندهاى را نميكشند ، بذر نمىافشانند و براى سكونت خود از فن خانهسازى بىاطلاعند ؛ از گياهان تغذيه ميكنند و گياهى دارند كه دانهء آن بدرشتى ارزن است و در غلافى جاى دارد كه خودبخود ميرويد و احتياج به كشت ندارد . اين دانهها را جمعآورى ميكنند و با غلاف آن ميپزند و با آن تغذيه ميكنند . اگر يكى از آنها بيمار شود تنها بگوشهاى ميرود و ميخوابد و هيچكس نه با مرگ او كارى دارد و نه با بيمارى او .
هامش
( 1 ) -( Padee )- به علت مشابهت اين كلمه با كلمه سانسكريت پجا( Padja )كه بمعنى « بد » و « زشت » است حدس زده مىشود اين دسته از هنديان همانها هستند كه بعدها طايفهء نجسها را تشكيل دادهاند .
( 2 ) - آنچه هردوت دربارهء عادات و سنن اين دسته از هنديان نقل مىكند بىشباهت به عادات و رسوم هنديان برهمنى نيست .