فراهم كند . پس مغها پارسها را احضار كردند و وى را بالاى برجى بردند و تقاضا كردند براى مردم سخن گويد . اما او آنچه را كه از او انتظار داشتند از روى عمد فراموش كرد و اجداد پدرى كوروش را از هخامنش ببعد شماره كرد و وقتى پس از گذشت چند قرن به كوروش رسيد در ختام بيان خود خدماتى را كه اين پادشاه به پارسها كرده بود يادآورى كرد و پس از تجديد اين خاطرات پرده حقيقت را بكنار زد و گفت تا كنون اين راز را پنهان نگهداشته بود زيرا افشاى اين ماجرا براى او بىخطر نبود . اما امروز نيروئى ويرا مجبور بافشاى آن مىكند . پس شرح داد كه چگونه برديا فرزند كوروش بدست او و با سلاح كبوجيه بقتل رسيد و چگونه پادشاهان كنونى از مغان ميباشند . آنگاه آرزو كرد كه اگر پارسها براى بازيافتن سلطنت و مجازات مغان اقدام نكنند انتقام خدايان بر آنها نازل شود و سپس خود را با سر از بالاى برج به پائين افكند . چنين بود مرگ پرگزاسپ ، اين شخصى كه در تمام حيات خود مردى محترم بود
76 - در همان موقع آن هفت نفر ، پس از آنكه تصميم گرفتند بىتأمل به مغها حمله كنند بخدايان توكل كردند و بىخبر از اين حادثه حركت كردند . چون در نيمه راه از اين واقعه مطلع شدند ، بيدرنگ خود را بكنارى كشيدند تا بار ديگر باهم مشورت كنند . اوتان و چند تن ديگر عقيده داشتند كه اجراى اين عمل بتعويق افتد و در ميان اينهمه هيجان و سر و صدا بعملى دست نزنند .
داريوش و ديگران مايل بودند كه همچنان پيش روند و بىتأمل باجراى تصميمات خود بپردازند . در همان موقع كه آنها به بحث مشغول بودند مشاهده كردند كه هفت زوج عقاب به شكار دو زوج كركس مشغول ميباشند و پرهاى آنها را ميكنند و بغارت مىبرند . بمشاهده اين صحنه ، هر هفت تن همداستان شدند و نظر داريوش را پذيرفتند و با اطمينان خاطرى كه از مشاهده اين پرندگان به آنها دست داده بود بسوى كاخ حركت كردند . « 1 »
هامش
( 1 ) - شكست پارسها از يونانيان نيز به صورت خوابى نظير اين خواب بر آتوسا ظاهر شده بود . وى در خواب ديده بود كه عقابى كركسى را تعاقب مىكند . نكته جالب درباره اين واقعه اينست كه بجاى اينكه تعداد عقابها بتعداد توطئهكنندگان هفت تن و تعداد كركسها