77 - وقتى بمدخل كاخ رسيدند آنچه حسن درايت به داريوش تلقين كرده بود روى داد . نگهبانان كه نسبت به پارسهائى با آن مقام و منصب احترامى فراوان داشتند و هرگز تصور نميكردند كه آنها چنين نقشهاى در سر داشته باشند راه را بر اين مردان بزرگ كه خدايان رهبرى آنها را به عهده داشتند باز كردند . هيچكس حتى يك سؤال از آنها نكرد .
وقتى به داخل صحن رسيدند با خواجگانى روبرو شدند كه مأمور انتقال اوامر بودند . اينها مقصود از ملاقات با پادشاه را استفسار كردند و در همانحال كه از اينها سوال ميكردند نگهبانانى را كه آنها را راه داده بودند به سختى سرزنش و تهديد كردند و از ادامه پيشروى آنها مانع شدند . پس آن هفت تن يكديگر را متقابلا تشجيع كردند و خنجرهاى خود را بركشيدند و همانجا اين حريفان را از پا درآوردند و دواندوان به داخل بيرونى كاخ هجوم بردند .
78 - در همين موقع آندونفر مغ در آنجا دربارهء واقعه پرگزاسپ باهم بمشورت مشغول بودند . وقتى مشاهده كردند كه سرهاى خواجگان ميرود و فرياد آنها بلند است هردو با شتاب برخاستند و آنچه را رويداده بود دريافتند و خود را براى دفاع آماده كردند . يكى از آنها با شتاب كمان و خدنك خود را برگرفت و ديگرى بجانب نيزه خود جستن كرد زد و خورد آغاز شد . آنكس كه كمان و خدنك بدست داشت نميتوانست از آن استفاده كند زيرا دشمنان بسيار نزديك بودند و با او تنبتن نبرد ميكردند . اما ديگرى با نيزه از خود دفاع ميكرد ، اين شخص آسپاتين را از ران و اينتافرن را از چشم مجروح كرد . اينتافرن با اين جراحت چشم خود را از دست داد ولى از آسيب آن نمرد « 1 »
هامش
كه مظهر بردياى مغ بوده يكتن باشد هفت زوج عقاب و يك زوج كركس مشاهده شده است .
اگر فرض كنيم كه مقصود مولف از يك زوج كركس بردياى مغ و برادرش بوده معلوم نيست مقصود از هفت زوج عقاب غير از هفت تن توطئهكنندگان چه كسانى بوده است . احتمال ميرود در متن اصلى هفت عقاب و يكزوج كركس بوده و اين اشتباه بعدها در رونويسىهاى بعدى متن وارد شده باشد .
( 1 ) - دربارهء سرنوشت اينتافرن رجوع شود به بند 118 و 119 همين كتاب . در سال اول سلطنت داريوش شخصى به همين نام بحكومت بابل رسيده است ( كتيبه بيستون بند 50 )