آشكار دارد . در اينجا مؤلف نقل مىكند كه هفت تن توطئهكنندگان پس از آنكه سرانجام نظر داريوش را كه مبتنى بر انتخاب سلطان بود پذيرفتند قرار گذاردند كه اگر سلطنت بهريك از آنها غير از اوتان رسيد ، اوتان بحرمت نقشى كه در جريان توطئه بازى كرده و در حقيقت پايهگذار آن محسوب ميشده است از افتخارات و احترامات فوق العاده و مخصوص بهرهمند شود . از اين طرز بيان اينطور استنباط مىشود كه اوتان نيز در رديف ديگر توطئهكنندگان در شرطبندى شركت كرده ، در حالى كه هردوت قبلا گفته بود كه وى طرفدار حكومت عامه بوده و چون نتوانسته بود عقيده خود را بر ديگران تحميل كند شخصا حاضر به قبول سلطنت نشده بود . فقط در يك صورت با تعبير مختصرى ميتوان حدس زد كه اصول آنچه هردوت نقل كرده صحيح بوده و واقعا مذاكراتى در اين زمينه بين قيامكنندگان در جريان بوده است . تعبيرى كه در اين مورد ميتوان كرد اينست كه منظور طرفداران حكومت عوام آن بوده كه پارسها بايد تشريفات و تجملات دربارى را كه يادگار زمان ديااوكو مؤسس خاندان ماد بوده ترك گويند و به صورت قبايل آزاد و مستقل در تحت هدايت رئيس قبيله به همان ترتيبى كه قبل از استقرار سلطنت زيست ميكردهاند زندگى كنند . اگر اين فرض صحيح باشد بايد تصديق كرد كه هردوت زياد رنگ يونانى به آن داده است . اما در صحت اين فرض نيز ترديد است ، زيرا قهرمانان اين داستان در زمانى زيست ميكردهاند كه چندين سال سلطنت مداوم كوروش و نظم و انضباط دوره كبوجيه آنچنان تمركز در امور مملكت ايجاد كرده بود كه بعيد به نظر ميرسيد تعداد قابل ملاحظهاى از بزرگزادگان هواى حكومت قبايل و طوايف قديم را در سر بپرورانند .
آنچه مسلم است هردوت درباره اين قسمت از كتاب خود مورد انتقاد و طعن هموطنان خود قرار گرفته بقسمى كه در مجلدات بعدى كتاب خود صريحا در مقام دفاع از خود برآمده و استدلالى در رد عقايد سابق خود نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - هردوت در بند 43 از كتاب ششم ميگويد : « . . . و من اكنون مطلبى نقل خواهم