يكى مدت پنجاه سال ( بند 127 ) و ديگرى پنجاه و شش سال سلطنت كردهاند ( بند 128 ) و چون دورهء سلطنت پادشاهان دوازدهگانه نيز بسيار كوتاه بوده با اين حساب بايد گفت هشت تن ديگر از پادشاهانى كه هردوت در اين فاصله قرار داده جمعا 580 سال يعنى بطور متوسط هريك هفتاد و پنج سال سلطنت كردهاند !
* * * آنچه تاكنون دربارهء مطالب كتاب دوم هردوت گفته شد مربوط به قسمتهاى مهمى از كتاب اخير است و شامل مطالبى كه مؤلف دربارهء مسائل مربوط به جغرافيا و عادات و رسوم و تاريخ داخلى مصر نقل كرده نمىباشد . مطالبى از اين قبيل كه در كتاب دوم هردوت ميتوان يافت باحتمال زياد بوسيله خود مورخ در مصر جمعآورى و بدون دخلوتصرف به نقل آنها مبادرت شده است . در جائى كه مورخ مدعى است بعضى از مطالبى را كه نقل مىكند خود در شهر صور و تاسوس و ساموتراس و دودون از دهان مردم شنيده دليلى بر خلافگوئى او نميتوان اقامه كرد ( كتاب دوم - بند 44 - 51 - 52 - 55 ) . همچنين است در جائى كه مؤلف مدعى است درباره زندگانى و شرح احوال رودوپيس
( Rhodopis )
و ازوپ
( Esope )
اطلاعاتى در ساموس و دلف بدست آورده ( كتاب دوم - بند 134 - 135 ) . يا در جائى كه مدعى است علت وجودى و چگونگى توسعه و افزايش دائمى خاكهاى رسوبى را خود در تروآد
( Troade )
و توترانى
( Teuthranie )
و افز
( Ephese )
و در دشت مآندر
( Meandre )
ناظر بوده است ( كتاب دوم - بند 10 ) . و يا در جائى كه ميگويد در لاكدمون خود ناظر احترام جوانان به پيران بوده و در كشور سكاها و بين اهالى تراس و پارس خود احساس كرده كه مردم كارها و حرفههاى دستى را سبك و خفتآور ميدانستهاند ( كتاب دوم بند - 80 - 167 ) ؛ همچنين در جائى كه ميگويد افسانه دزدانى كه براى دستبرد زدن به خزاين سارداناپال تالارى زيرزمينى حفر كردند خود اين مطلب را در منطقهاى از بابل شنيده ( كتاب دوم بند - 150 ) . همچنين است در جائى كه مؤلف مدعى است در كولشيد شخصا درباره علل نزديكى مصريان و اهالى اين ناحيه