تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از حيث تاريخ قديم‌تر ميباشند . بطوركلى بزرگترين انتقادى كه بر كتاب دوم هردوت وارد است اينست كه مؤلف چندان توجهى به صحت تقدم و تأخر تاريخى مطالبى كه نقل كرده نداشته و در موارد بسيار اين بىقيدى و بىاعتنائى نسبت به صحت تاريخى وقايع جلب توجه مىكند و در يك مورد بدرجه‌اى از اغراق ميرسد كه ميتوان بعنوان دليل بر بجا بودن اين انتقاد نقل كرد . هردوت در بند 140 مدعى است كه پادشاهى كه وى آنيزيس نام نهاده هفتصد سال قبل از آميرتئوس
( Amyrthaios )
كه معاصر كيمون
( Kimon )
بوده ميزيسته و با اين حساب بايد گفت آنيزيس در قرن دوازده قبل از ميلاد سلطنت ميكرده است . در حالى كه بين آنيزيس و پسامتيك كه بطور دقيق صد و چهل سال قبل از فتح مصر بدست كبوجيه يعنى در 664 قبل از ميلاد به سلطنت رسيده بحكايت آنچه هردوت نقل مىكند فقط دورهء كوتاه سلطنت ستوس
( Sethos )
و پادشاهان دوازده‌گانه معروف فاصله است . در بند 157 هردوت مدعى است كه پسامتيك پنجاه و چهار سال سلطنت كرده . وى همچنين مدعى است كه نكوس شانزده سال ( بند 159 ) و پساميس شش سال ( بند 161 ) و آپريس بيست و پنج سال ( بند 161 ) و آمازيس چهل و چهار سال ( كتاب سوم - بند 10 ) و پسامنيت شش ماه ( كتاب سوم - بند 14 ) سلطنت كرده‌اند . با يك نظر سطحى ميتوان حدس زد چگونه مؤلف در تلخيص شش قرن تاريخ دچار اشتباه شده و تاريخ را بميل و سليقه شخصى خود تغيير داده است . يكى ديگر از مواردى كه مؤلف دچار اشتباهى بزرگ شده جائى است كه در بند 13 مدعى است كه از زمان مرگ موريس تا زمان مسافرت خود او به مصر هنوز نهصد سال بيش نگذشته بود و با اين حساب موريس بايد در حدود سال 1350 قبل از ميلاد در گذشته باشد . با اين حال ، مؤلف بين زمان اين پادشاه و تاريخى كه پسامتيك به سلطنت رسيده ( يعنى سال 660 قبل از ميلاد ) فقط معتقد بوجود ده پادشاه و دورهء كوتاه سلطنت پادشاهان دوازده‌گانه مىباشد و مدعى است كه از اين ده تن دو نفر