بحث قرار گرفته نقل شود . در اين كتاب و در كتابهاى ديگر ، مؤلف در عقايدى كه از خود ابراز كرده و قضاوتى كه دربارهء امور نموده پيوسته از دو نظريه كه تا حدى نادرست به نظر ميرسد پيروى كرده و الهام گرفته . بموجب نظريه اول هرعاملى از عوامل تمدن ، هرگونه علم و دانش و عادت و رسم و عقيده و هنر و همچنين هرشئى مادى مخترعى معين و واحد داشته و تمام مظاهر اين علوم و دانش و عادات و رسوم و هنر و جميع اشكال استفاده از اين اشياء مادى بهر نحوى كه در دنيا مشاهده شود از مراحل مختلف ميگذرد و به اين مخترع واحد منتهى مىشود . بموجب نظريه دوم اختلاف افراد بشر ظاهرى و سطحى است نه واقعى و عمقى و اشياء واحد در نواحى مختلف باشكال و اسامى مختلف تظاهر ميكنند .
با قبول نظريه اول است كه هردوت مصريان را كه يكى از قديمترين اقوام جهان ميباشند يكى از اقوام منحصر بفرد دنيا ميداند كه بسيارى از اختراعات و اكتشافات دنيا به آنها تعلق دارد و ديگر اقوام و بخصوص يونانيان اين اختراعات و اكتشافات را از آنها آموختهاند . معلوم نيست مورخ چگونه اين نظريه را با حس يونانپرستى خود سازگار يافته و چگونه حاضر شده است قبول كند كه ملت يونان كه به نظر او ارجح و برتر از تمام اقوام جهان مىباشد بسيارى از اختراعات و اكتشافات را مديون مردم مصر مىباشد .
همچنين با قبول نظريه دوم است كه مورخ بدون قيد و شرط خدايان مصرى و يونانى را يكى ميداند و غالبا خدايان مصرى را در كتاب خود بنام خدايان يونانى ميخواند بقسمى كه در غالب موارد خواننده دچار ترديد مىشود و از خود سؤال مىكند كه حقيقتا هردوت از يونان سخن ميگويد يا از مصر . همچنين با قبول نظريه دوم است كه مؤلف همهجا در مصر ميكوشد كه مانند يونان هاتفهائى از خدايان بيابد و سرگرميها و تشريفات مذهبى نظير آنچه در يونان وجود داشته پيدا كند . با الهام از اين نظريه است كه از روابط مصريان و خدايان آنان سخن ميگويد و اين روابط را از وراى احساساتى تعبير و تفسير مىكند كه مردمان يونان باستان در برابر خدايان
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: هرودت
ص٩٥